آخرین اخبار:
کد خبر : ۹۱۵۷۸
۱۵:۲۹

۱۳۸۶/۱۱/۲۰
عصمت

«مرا فراموش كنيد.» مادر!




..آيا حقوقم را لااقل به شما مي‏دهند يا اينكه بايد برويد دنبال حقوقم؟ اگر سازمان راست مي‏گويد اين سرهنگ مملكت را كه ديوانه شده، تعويض كند؛ ما پيشكش. خواهش مي‏كنم «مرا فراموش كنيد.» مادر!، به خدا از زندگي سير شده‏ام و هيچ آرزويي به جز مرگ ندارم. بدترين زندگي، زندگي اسارت است؛ تمام اين زندگي يعني: ريا، تظاهر، دسته‏بازي، گروه بازي، حزب بازي، آشوب و بلوا. به خدا، قصدم ناراحتي شما نمي‏باشد، فقط و فقط عقده‏هاي دلم است، دلم مي‏خواهد مرا اعدام كنند و از اين خفت و خواري نجات پيدا كنم. ديگر برايم زندگي ارزشي ندارد. در اسارت، احساس و وجودم از دست رفته است و خواهش مي‏كنم مرا نصيحت نكنيد. دلمان خوش است به اينكه روزي نان بيشتري بهمان برسد، يا يك شب برنج بدهند. خواهش مي‏كنم به هيچ عنوان نذر و نياز نكنيد؛ زيرا لايق نيستم. نذر و نياز كارگشاي ما نيست. من نمي‏دانم دولت يا سازمان ارتش چكار مي‏كند؟!. مي‏خواهند اسيران را ترشي بيندازند؟! لااقل اين پيرمردها و مريضها و ديوانه‏ها را تعويض كنند، بقيه ما را بگذارند تا بپوسيم.

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه