عليرضا احمدي
انتظار
ميثم بهمني

ميثم جان! سلام عرض ميكنم. بعد از دو سال نامه براي يك دوست، بهتر بگويم يك برادر عزيز، مينويسم. ميثم جان!، حتماً خواهي بخشيد. اگر حال مرا خواسته باشي (اگر ميخواهي سر به تنم نباشد، البته اين شوخي بود.) همه چيز برايم فراهم است به جز تجهيزات. همه از لحاظ روحي، خيلي بالا هستند. همه در انتظار روزي به سر ميبرند كه درها باز شود و با سلاح خود به قدس اعزام شوند؛ نه به سوي ايران. ما هنوز وظيفهمان را كامل نكردهايم؛ اگر عدهاي از عزيزان در اين راه به شهادت رسيدهاند و عدهاي را هم پشت ديوارها حبس كردهاند، وعده خدا نزديك است ودرها گشوده خواهد شد و همديگر را در بيت المقدس ملاقات خواهيم كرد. همه اميدواريم. پس تلاش كنيد و ما هم براي شما دعا ميكنيم. همه خواهان پيروزي اسلام بر شيطان بزرگ هستيم پس كوتاه نياييد و به فكر ما نباشيد و با قدرت تمام كوشش كنيد. نگذاريد دشمنان اسلام لحظهاي آرام گيرند، چون دشمن اسلام بايد نابود شود. دعاي ما اسيران پشت سر شما عزيزان. جان ما فداي يك لحظه از عمر امام عزيز. مرگ بر دشمنان مسلمين. درود بر وحدت ما بين كشورهاي برادر، عليه صهيونيست. (علي 14/7/64)