مرتضي رضوياني
سختترين لحظات اسارت
مهدي رضوياني

حالمان خوب است؛ اما نميتوانم كتمان كنم كه ماه اخير سختترين لحظات اسارت، بلكه سختترين لحظات عمرمان بود. هميشه در اين آرزو بوديم كه روزي چهرۀ منور آن هالۀ نور را، بار ديگر رؤيت خواهيم كرد و با شنيدن كلام ملكوتياش، خستگي چندين ساله را، از جسم بيرون خواهيم راند؛ ولي افسوس كه از اين پس بايد تنها در آرزوي زيارت مرقد مطهرش بسنده كرد. وقتي دوستي از ميانمان به لقاء حق ميپيوست، ميگفتيم: كاش بود و با او ديدار ميكرد؛ ليك حال ميگوييم خوشا به حالش كه رفت و چنين روزي را نديد. كاش نبوديم و نميديديم فراق پدر را.... (12/4/68 مرتضي)