محمود گتوندي
وداع
حاج محمد گتوندي

وداع
بار الها روح جانم كرده است عزم سفر
(دل مرا خونين شده با اطلاع از اين خبر)
آرزو داشتم ببينم رهبرم بار دگر
هرگزم نقش جمالش نرود از اين نظر
آنچه از داغ غمش بر دل خونين من است
حق بود گر خون ببارد از دل و از اين بصر
ما چو پروانه ز نور شمع او زنده بُديم
گشته خاموش شمع جانش كو چو او شمعي دگر
او دعا كرده پذيرد خالقش او را ز لطف
ما دعا كرديم بماند ليك غالب شد قَدَر
اي بهشتي اي (رجايي) رهبر آمد نزدتان
ليك فرياد و فغان اين اسيران را نگر
عرشيان مسرور و شاد و ارضيان شيون كنان
رهبرم خامنهاي گريان و شاد است باهنر
هر گروهي با امامش آيد اندر روز حشر
اي امام! در صبح محشر جمع ما را كن نظر
گشته است ماتم سرا زندان ما از اين وداع
اي صبا زين نينوا گو با خميني اين خبر
خاك قبرش را ببوس، از ما رسان عرض سلام
گو امام گر چه گنه كاريم، تو از ما درگذر
اي اماما! اين (اسيران واله رويت بدند)
ماند بر دل آرزو، رفتي شديم ما بيپدر
هاتفي آورد ندا از عالم بالا مرا
(با علي بيعت نما، هان! از سقيفه الحذر)
اگر شد از راديو تهران، قبل يا بعد از اخبار شب بخوانند. 1ـ اسرا ده روز با وجود فشار دشمن به عزاداري پرداختند. 2ـ با عكس امام وداع كردند و با عكس آقاي خامنهاي بيعت كردند و به قرآن سوگند خوردند كه تا آخرين نفس وفادار به اسلام و جمهوري اسلامي باشند. (راستي، مقداري كاغذ از مسعود خرمي اهل انديمشك گرفتند و ]او را[ به زندان بغداد بردند.) اگر اين كاغذ را از من بگيرند، چي ميشه؟