آخرین اخبار:
کد خبر : ۸۶۱۶۳
۰۴:۰۵

۱۳۸۶/۱۰/۰۴

مرصاد




خاطره اي از شهيد صيادشيرازي در مورد عمليات مرصاد
تنگه چهار زير براي ياران صدام جهنم شده بود
خبر سقوط اسلام آباد غرب در تهران مردان شوراي عالي را سردرگم كرده بود. آنان هنوز گمان مي كردند با ارتش عراق طرفند و لذا آغاز اين حمله با دانسته هاي آنان از توانايي ارتش عراق نمي خواند. همان شب تيمسار شهيد صيادشيرازي، مرد روزهاي سرنوشت ساز عازم منطقه شد.
متن زير قسمتي از خاطرات اين امير سرافراز سپاه اسلام در مورد عمليات مرصاد است:
«شبانه خودم را با يك فروند هواپيماي فالكون به كرمانشاه رساندم و صحنه پيشروي دشمن را از نزديك مشاهده كردم و متوجه اوضاع شدم.
چنان جو پريشاني و اضطراب در مردم ايجاد شده بود كه سراسيمه از خانه بيرون آمده بودند. از طرفي جاده كرمانشاه به بيستون از خودروهايي كه در انتظار جابه جايي بودند، مملو بود و ترافيك سنگيني ايجاد شده بود.
بر اين اساس با يك فروند هلي كوپتر از فرودگاه به سمت يكي از قرارگاههاي تاكتيكي سپاه پاسداران مستقر در طاق بستان حركت كرديم.
نيمه شب چهارم تير ماه بود و تا ساعت يك و نيم نتوانستيم ماهيت دشمن را به دست آوريم كه چه كسي است كه همين طور در حال پيشروي است. ساعت 5 به پايگاه رفتم. همه را آماده و مهيا براي توجيه ديدم. پس از توجيه خلبانان تاكيد كردم وضعيت خيلي اضطراري است. چاره اي نداريم هلي كوپترهاي كبري بايد آماده باشند. يك تيم آتش آماده شد ابتدا خودم با يك هلي كوپتر 214 براي شناسايي دقيق و هماهنگي به سمت مواضع حركت كردم و به اين ترتيب اولين عمليات را عليه نيروهاي مهاجم و منافق آغاز كرديم.
صبح روز پنج مرداد عمليات با رمز يا علي(ع) آغاز شد. در تنگه چهار زبر چنان جهنمي براي ياران صدام برپا شد كه زماني براي پشيماني نمانده بود.
جاده به زودي انباشته از ادوات سوخته شد.
همزمان با عمليات هوانيروز علاوه بر گروه هاي مردمي، تعدادي از لشكرهاي سپاه نيز كه از جنوب به غرب آمده بودند، وارد عمليات شدند. راه از هر سو به روي بازماندگان كاروان بسته شده بود و آنان به سختي مي توانستند به عقب برگردند. بعضي از آنها به روستاها پناه بردند و بعضي هايشان با خوردن قرص سيانور به زندگي خود خاتمه داده بودند.
عمليات كه تمام شد در جاده كرمانشاه ـ اسلام آبادغرب هزاران كشته از آنان به جا مانده بود. اجساد پسران و دختراني كه با ملت خود بسيار ناجوانمردانه رفتار كرده بودند. كساني كه روز تنهايي ميهن به ياري اردوي خصم شتافته بودند.
حالا من از اين عمليات نتيجه مي گيرم كه چقدر خداوند متعال ما را و رزمندگان اسلام و انقلاب را دوست دارد كه در هر زمان طوري مقدر مي كند كه بسياري از مشكلات ما بايد با حالت سرافرازانه حل شود.
خداوند مي فرمايد: بجنگيد تا آن كفار كه من مي خواهم به دست شما عذابشان بدهم و به ما قول و وعده مي دهد تا آنها را خوار كند و به شما پيروزي وعده مي دهد و قلبهاي شما را شفا بخشد. كدام قلب ها؟ قلب هايي كه قبل از اين عمليات گرفته و غم زده بود.
رزمندگان اسلام قلب و دلشان با امامشان براي هميشه گره خورده بود. امام اشاره اي دارند كه پذيرش قطعنامه مثل نوشيدن زهر بود براي رزمندگان اسلام كه سالها فداكاري كرده بودند. در حالي كه هشت سال تلاش شده بود بعد از آن ما دلمان مي خواست به صورتي ديگر نبرد تمام مي شد. دلمان گرفته بود. اما خداوند با اين پيروزي بزرگ و با اين كشتار دسته جمعي بدترين و خبيث ترين دشمنانمان به دست ما، موجب رضايت خار رزمندگان اسلام شد و پايان نبرد هشت ساله دفاع مقدس با اين عمليات درخشان مرصاد انجام گرفت.»

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه