اول مرا بشناسيد

هيئتي در سال 1341 داشتيم به نام هيئت مؤيد كه البته بعدها با هيئت هاي ديگرمشتركاً جمعيت هيئت هاي مؤتلفه اسلامي را تشكيل دادند. پس از تبعيد آقاي بهشتي از قم به تهران به اتفاِ آقاي شفيق و آقاي حاج حيدري خدمت ايشان رسيديم و عرض كرديم در نظر داريم تا مادامي كه در تهران هستيد از شما در اين جلسات استفاده كنيم . هفته اي يك شب ما را مستفيض كنيد. قبول كردند ولي گفتنداول بهتر است مرا بشناسيد. بعد چند نكته را به ما فرمودند گفتند نكته اول اينكه من قبل از اينكه روحاني و معمم باشم مسلمان هستم ، آنچه اسلام اقتضا كند آن مي كنم لذا ممكن است بعضي اوقات التزام به روحاني و معمم بودن قيدي براي من ايجادكند ولي من قيد اول را قيد اسلام در نظر دارم . بعد مثال زدند و گفتند اگر در جايي احساس كنم اسلام در خطر مي افتد و من تشخيص بدهم بدون عمامه مي توانم بهتربه اسلام خدمت كنم به خدمت اسلام مي شتابم . مثلاً ممكن است من تشخيص بدهم بروم جلوي يك سينما و با جوان هايي كه از سينما بيرون مي آيند صحبت كنم اگر لازمه اين كار آن باشد كه عمامه نداشته باشم همين كار را خواهم كرد. دوم اينكه شما بايد اين را از قبل بدانيد كه من قصد دارم بين 6 تا 8 سال به يكي از كشورهاي اروپايي بروم لذا اگر مصمم شدم و رفتم نگوييد اين روحاني كه به جلسه ما مي آمد وموعظه مي كرد فرنگي شد! اگر بپرسيد چرا مي خواهي بروي علت را براي شما بيان مي كنم و آن اينكه كساني كه حكومت را در دست دارند غالباً در اروپا يا امريكاتحصيل كرده اند و من بايد در سرچشمه حاضر و با دانشجوياني كه در خارج درس مي خوانند همراه باشم تا واقعيات آنجا را بهتر بدانم تا بتوانم خدمتي كنم و اينكه گفتم 6 تا 8 سال چون حدّ متوسط تحصيل در آنجا 6 سال است ولي چون ممكن است در 6 سال به نتيجه اي كه مي خواهم بمانم نرسيده باشم 8 سال بمانم . پس شما از حالا بايد بدانيد با چه كسي طرف هستيد.
نكته سوم اين بود كه براي شركت در اين جلسات و كارها نياز مالي به كسي ندارند. ايشان تاكيد مي كردند زندگيشان براساس درآمد شخصي شان تنظيم شده است و به بيشتر از آن نيازي ندارند.
حبيب الله عسكر اولادي مسلمان