آخرین اخبار:
کد خبر : ۸۲۲۹۳
۰۵:۴۲

۱۳۸۶/۰۹/۱۲

فتح با ما خواهد بود / طاهره صفارزاده




تابوت كوچك و سبك او
ظرفِ خلاصه ترين جسم
نشانه ي بزرگي ايمانش بود
همراه و در هدايت تابوت
مسيح آمده است و «اِمت»(1)
و چشم هاي شما
در مشايعت مردي هستند
كه لحظه لحظه
شعر بودن خود را
در مقصد هميشگي استقلال
با انتخاب مرگ
به جلادان داد
مردي كه مي دانست در قرن ما
حتي پرنده اي كه
در ميانه ي آوازش كشته شود
نقشه ي قتلي از پي دارد
و او كه مي دانست
كه اتحاد شياطين
جداگر نهاني ملتها
نگونگر نظام هويت هاست
كه پشتوانه ي اين اتحاد
«بانك» نفاِ و تزوير است
كه در روابط پس كوچه ها
و در نهاد پستوها
چندين هزار «شيعه» گشوده است
مقصود سيري شكم بانكي ها
قحطي
گرسنگي و آفت را
به كشتزارهاي شمالي مي آورد
و اين جنوب و شمال هم
در واژه ي سلطه گران
الفاظ جغرافياي تزويرند
چندان كه در تصرف عدواني
«دري»
«لندن دري» شده است
* * *
مهاجمين عصر ادب هاي ظاهري
ادامه ي «نور من» هايند
ادامه ي «وايكينگ» ها
ادامه ي «منگول»(2)ها
وقتي كه حمله مي آغازند
در زير چكمه هاي موشكي آنان
سطح زمين
روح زمان
دست و سر مبارز انسان
زخم عتيق را در عمق رفته ها
ديدار مي كنند
فرياد دادخواهي مجروحان
به جاي محكمه ي انسان
به رودها
به «شائن» و «كارون»
به «گنگ» و «ملنگ»
پناه مي جويد
دشمن
پناهگاه شما را
جنگلها را
از ريشه كنده است
در سرزمين خويش
آواره اند و كوچ نشين
ديري ست
دزدهاي معتبر فرهنگي
خانه هاي چوبي را
از افسانه هاي «سلتي» ربوده اند
زبان «سلتي»(3) را ربوده اند
آنسان كه نفت و فطرت و خرد ما را
مغز جوانه ها را
در باغ هايمان
از اشتياِ روييدن خالي كردند
و ما با دستمزد خويش
فروشندگان بازار غرب شديم
و خادمين جشن هاي رسمي كانگسترها
و خانه مان
اسلحه خانه ي دشمن بود
ما خواب بوديم
كه صداي پاي دزدان
دزدان داخلي و خارجي
بيدارمان كند
خدا خودش آمد
بيدارمان كرد
و مردي از صلابت كوه
بازويمان گرفت
و قامت بلند ايمان
به سوي جنگ و شهادت برخاست
شما كه جوهر بيداري هستيد
جوهر بيداري تاريخ
مسير سرخ شهادت را مي دانيد
كه گام هاي اجانب
همواره اعصابتان را
تهديد كرده است
جنگ و گريز
پيمان اعتراض
برضدّ اتحاد تعرض
اين رشته ي طلوع و غروب
برنامه ي شبانه روز شماست
توصيف جاودانه ي موجيد
بي خواب
بي خوراك
توفنده
پيوسته رو به ساحل ناآرامي
پيوسته رو به سخره ي دشمن
و در شكست شورش
دوباره مي شوريد
هماره مي شوريد
پيش از طلوع حركت ما بود
كه تاريخ را
به حذف واژه شاهان
روشن كرديد
اينك ما گويي قرن هاست
كه از ديروز
و از مدار سلطه ي آنان دوريم
ما با خدا به فتح رسيديم
و با سلاح اللّه اكبر
امام، خوف ابرقدرتها را
در قلبمان شكست
و نوجوانان
دور از كتاب تجزيه و تحليل
يك شبه مرد جوان شدند
پهلوان شدند
در جبهه
پاسداران
دنبال مقصد ثاراللّه
مجموعه شهادت را
همچون يك نعمت
از دست يكديگر مي ربايند
آوازه ي دلاوري هايشان
چونان حكايت هميشه ستمزدگان
پشت حصاري از
رسانه هاي گروهي دشمنان
اسير مي ماند
و من كه اينك
در نيمه راه مرثيه اي هستم
براي بابي ساندز
و يارانش
نفس كشيدن ذهنم
از آخرين خبر جنگ
دچار كندي گشته است
ديروز در «دوله تو»
دويست دلاور زنداني
در زير بمب به مرگ رسيدند
و بمب
آن گونه ماهرانه
نقش شكنجه ها را
از جسم هاي شهيدان زدوده است
كه سازمان حقوِ بشر
و دفاع بين الملل
در غيبت گواه و مدرك
از داوري
زبانشان بسته است
* * *
راه شما و ما و خلق فلسطين
راه تمام خلق هاي تحت ستم
از معبر سكوت و شكنجه ي سلطه گران
بهم پيوسته است
ما راه را دنبال مي كنيم
بر شانه هاي حق
ما راه را
از معبر سكوت و شكنجه
دنبال مي كنيم
فتح با ما خواهد بود
* * *
1 - «رابرت اِمت» Robert Emmettاز پيشتازان جمهوريخواه ايرلند كه سال
1803 به دار
آويخته شد.
2 - مُنگول = مغول
3 - زبان بومي ايرلندي ها

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه