آخرین اخبار:
کد خبر : ۸۲۲۷۹
۰۵:۳۰

۱۳۸۶/۰۹/۱۲

ساغر تحقيق / محمود شاهرخي




هر آن كه مشعل راهش فروغ تأييد است
دلش زپرتو انوار، رشك خورشيد است
شود يگانه ي آفاِ همچو مهر منير
هر آن كه سينه ي او جلوه گاه توحيد است
بسان صبح رخ افروخت از ستيغ كمال
كسي كه معتكف آستان تجريد است
الا شهيد مطهّر كه نور بينش تو
به راه سالك صادِ چراغ امّيد است
ز دستبرد فنا فارغي كه كشته ي عشق
قسم به عصر كه در روزگار جاويداست
ترا كه اصل كمالي چه حاجت است به مدح
ترا كه عين ثنايي چه جاي تمجيد است
شعاع فكر تواي مست ساغر تحقيق
برون زدايره ي تنگ اهل تقليد است
زباغ خاطر تو جز گل يقين نشكفت
كه گلشن تو مبرّا زخار ترديد است
تو مهر بودي و خصم حقير تو خفّاش
كه چشم شب پره راكي توان اين ديد است
گسسته از غم تو سلك عقد پروين است
شكسته زانده تو پشت چنگ ناهيد است
ز حسرت قد چون سروت اي روان بهار
دل صنوبري من به لرزه چون بيد است
طراز لوح زمان است نقش خامه ي تو
به بام چرخ، روان تا كه گوي خورشيد است
به لوح سينه ي خود «جذبه» نقش ياد تو بست
كه يادروي تو در شام هجر مهشيد است

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه