آخرین اخبار:
کد خبر : ۸۰۶۴۶
۰۵:۳۴

۱۳۸۶/۰۹/۰۳

چراغ خانه ما / كوكب حاتمي




اي خاك كويت توتياي ديده ما
رؤيت صفابخش دل غمديده ما
زين خاكدان تا آسمانها پر گرفتي
آلاله بودي رنگ نيلوفر گرفتي
اندوه هجران تو پشتم را شكسته
وصلت كجا حاصل شود بر جان خسته
رفتي و ما تنها و بي ياريم بي تو
در اين سراي بي كسي زاريم بي تو
آخر چرا پيچيده اي تن در كفن را
پوشيده اي بر ما رخ چون ياسمن را
خواب گرانت برده تاب از ديده و دل
سرو بلندقامت چون مانده در گل
رفتي و پايان با تو شد افسانه ما
اي عكس رخسارت چراغ خانه ما
بر شمع رويت شاهدان پروانه بودند
پروانه هاي عاشق اين خانه بودند
ما را به دل اميد جز روي تو كي بود
در سر بجز سودايي از كوي تو كي بود
رُفتيم با مژگان خونين خاك راهت
با اشك دل شستيم گرد جايگاهت
با تو هر جا جانِ جانان مي شنيديم
صلوات از لبهاي جانها مي شنيديم
اي گل به راهت ما برادر داده بوديم
آرام جان و يار و ياور داده بوديم
صد غنچه نشكفته پرپر شد به راهت
اي جان اين امت فداي يك نگاهت
سنگ ستم بود و دل چون شيشه ما
زخم تبر بر شاخه ها و ريشه ما
عشق تو بود و خيرگيهاي جهان بود
راه تو بود و طعن هاي اين و آن بود
آنچه نبايد مي شنيديم ما شنيديم
جايي كه دشمن شاد مي شد ما رسيديم
چون لاله صدها زخم داغم بر جگر سوخت
چون شعله سر تا پاي گفتارم شرر سوخت
اي در نگاهت شور فرداي قيامت
بعد از تو شد فرياد ما تا بي نهايت
آينده اي بايد كه ما را باز بيند
پرواز ما بر قله اعجاز بيند

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه