با صداقت عقيده اش را بگويد

با يكي از دانشجويان بجنوردي مقيم آلمان كه با من دوست بود شب جمعه اي درهامبورگ بوديم . نزديك مغرب به ايشان گفتم من مي خواهم مسجد بروم . پرسيدمسجد؟ گفتم بلي . شما هم مي آييد؟ يكدفعه گفت مگر ديوانه ام كه مسجد بيايم ؟در همين لحظه كه صحبت مي كرديم آقاي بهشتي سررسيد. عادت آقاي بهشتي اين بود كه هر كسي را كه به ايشان معرفي مي كردم و با او دست مي داد وقتي نام او رامي شنيد دستش را همچنان در دست طرف نگه مي داشت و مي فشرد و مي گفت آقاي ... تا فرد نام خود را تكرار كند. قضيه را با شوخي به آقا گفتم كه مي گويد مگرديوانه ام كه به مسجد بيايم ! آقاي بهشتي خنديد و گفت پس با اين حساب تكليف ماروشن شد! او هم خيلي صريح گفت من بهايي هستم . تا آقاي بهشتي اين جمله را ازاو شنيد گفت به به چقدر خوب است آدم با صراحت و صداقت عقيده خود رابگويد. بعد حرف اصلي اش را زد كه ما اگر بميريم از ما نمي پرسند چقدر دراعتقادات خود تعصب داشته اي ، بلكه مي پرسند چقدر نسبت به اين عقيده ومذهب تحقيق و جستجو كرده اي و آدمي كه خودش مي گويد بهايي هستم لابد به آن اعتقاد دارد. بعد به او گفتند براي من بگو بهائيت چي هست شايد ما گمراه باشيم و چون تعصبي نداريم و مي خواهيم دين درست و سالمي داشته باشيم براي ما از تفكر بهايي گري حرف بزن . او بهت زده گفت در بهائيت تك همسري است ولي مسلمان ها چند زن مي گيرند و.... كه معلوم شد چون پدرش 4 زن و 23 بچه داشته او از مسلماني پدرش زده شده و بهايي شده است .
آقاي بهشتي حرف او را شنيد و گفت اشكالاتي كه به چنين مسلمانهايي گفتيدوارد و درست است ولي مي دانيد كه قرآن گفته در صورت برقراري عدالت مي توانيد چند همسر ديگر داشته باشيد. ولي اگر نتوانيد عدالت را برقرار كنيد مجازبه اين كار نيستيد و بايد تك همسر باشيد. به تدريج كه او حرف هاي آقاي بهشتي راشنيد صادقانه گفت آقا من به اين خاطر بهايي شده ام ، لذا اطلاعات ديگري ندارم .همان شب كار به جايي رسيد كه همراه آقاي بهشتي به مسجد رفت و از مريدان پر وپا قرص آقاي بهشتي شد اين در حالي بود كه آقاي بهشتي حداكثر 15 دقيقه بيشتر بااو حرف نزده بود. جذابيت بهشتي در اين حد بود.
كاظم سلامتي