اجازه بدهيد از خانم بپرسم

يك روز همسرم به منزل آقاي دكتر بهشتي رفته بود و با خانم ايشان كاري داشت .ايشان مي گفت وقتي در زدم آقاي بهشتي در را باز كردند و مرا شناختند و سلام واحوالپرسي كردند. وقتي گفتم با خانم كار دارم خيلي جالب بود كه گفتند اجازه بدهيد از خانم بپرسم آيا در اين ساعت آمادگي دارند شما را بپذيرند يا نه . اين درحالي بود كه ما با آقاي بهشتي ارتباط خانوادگي داشتيم ولي اين رابطه با ديگران مانع نظم و برنامه زندگي شان نبود.
حسين مهديان