به من امر و نهي نمي كردند

به من امر و نهي نمي كردند
پدرم به ما امر و نهي نمي كردند مثلاً به من كه دختر بزرگ خانواده بودم هيچ وقت نمي گفتند چون من يك روحاني شناخته شده هستم حتماً بايد چادر مشكي سرت كني يا كفش و جوراب مشكي بپوشي . حتي يك بار هم اين امر و نهي اتفاق نيفتادولي راهنمايي مي كردند به طوري كه وقتي به آلمان رفتيم من ده ساله بودم و بامحيط مختلط آلمان در امر حجاب بسيار مشكل داشتم . حتي در آنجا به من امر ونهي نمي كردند كه حتماً بايد روسري سر كني و جوراب كلفت بپوشي حال آنكه درآن محيط هر اتفاقي مي افتاد اصلاً مهم نبود و خودش را نشان نمي داد ولي باراهنمايي كلي كه به من كردند من به انتخابي كه مي خواستند رسيدم و در آن شرايط سخت زندگي در خارج كه اصلاً بحث محرم و نامحرم در كلاس و مدرسه مطرح نبود به رغم همه شرايطي كه داشتن حجاب را مشكل مي كرد با حجاب كاملاًاسلامي به مدرسه مي رفتم .
ملوك السادات بهشتي