آخرین اخبار:
کد خبر : ۷۷۱۱۷
۰۴:۲۷

۱۳۸۶/۰۸/۰۲

آقا، بزرگترين وارث اندوه




آقا، بزرگترين وارث اندوه
غريبانه در باغ روييدي
غريب مثل شقايق
و تنها طلوع كردي
تنها
مثل خورشيد
اي مفسر مهرباني ها!
اي مقسم نور!
اي كه بشارت با پرواز را
با عروج خود
در فصل معطلي عشق
دوباهر به بال كبوتران بستي
گلهاي پژمرده اين باغ
تشنه آبياري چشمانت بود
و سبز باريدن را
باران،
از چشم تو آموخت
اي يگانه راوي «روايت فتح»
تنها تو بودي كه
پيراهن خورشيد را به تن كردي
و صاعقه وار
در خرمن شب
آتش شدي
تا ساقه هاي خشكيده ما
بارور شود.
اي منورترين ستاره سيار!
فرشتگان
تاب دوري ات را نداشتند
و تو را
با تمام مظلوميتت
و يارانت را
با تمام مظلوميتشان
به سرزمين لايتناهي
سفر دادند
سفري به اندازه يك هجرت
به غربت بال مرغان مهاجر

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه