مردي در آنسوي تپه هاي اصالت با تموج رگهاي جاريش به انتهاي زمين دست مي رساند... در اينسوي تشكهاي نرم كسالت ـ در ابتداي غبار ـ مردي!! خويشاوندي خود را با قفلهاي مطلاي بي كليد به ثبت مي رساند.