درسها را بدون زحمت مي فهميد

من و شهيد بهشتي ، پس از تحصيلات جديد، وارد حوزه شديم و از همان آغاز تاسطوح عالي با هم بوديم . از همان دوران نوجواني ، روشن بود استعداد و نبوغ فوق العاده اي دارد. در درسها، خيلي زود درخشيد. اساتيد، خيلي دوستش داشتند.در نزد همگنان و هم رديفان ، خيلي عزيز بود. درسها را بدون كم ترين زحمت مي فهميد و خيلي خوب تقرير مي كرد.
از شگفتيها اين كه پيشنهاد كرد: هر درسي را پيش از آن كه به محضر استاد برويم ،مباحثه كنيم ! چيزي كه سابقه نداشت . پيش مطالعه مرسوم بود، اما پيش مباحثه مرسوم نبود. به پيشنهاد ايشان ، ما پيش مباحثه داشتيم . چون من استعداد ايشان رانداشتم ، برايم مقداري سنگين بود و بيشتر زحمت مي كشيدم و مطالعه مي كردم .
به خاطر همين استعداد بالا و نبوغ فوق العاده ، درسها را بدون استاد هم مي فهميد. بسياري از درسها را يك چند روزي كه مي آمد، احساس بي نيازي مي كرد.به طور مرتب در درسها حاضر نمي شد. به همان مباحثه اكتفا مي كرد. اما من به خاطراينكه شايد استاد مطلب اضافي بگويد، به طور مرتب در درسها حاضر مي شدم . به من گفت : «آقاي كلباسي ! تو خوب حوصله داري همة اين درسها را شركت مي كني ،من كه حوصله ندارم در اين درسها شركت كنم .»
به ياد دارم ، يكي از درسها را قبلاً مباحثه كرده بوديم ، هنگامي كه در درس شركت كردم ، ديدم در يك مورد، استاد مقصود صاحب كتاب را درست نفهميده است . آنچه در مباحثه ، شهيد بهشتي گفته بود، به ايشان عرض كردم . استاد، فوراً آن را تصديق كرد. بعد آمدم به شهيد بهشتي گفتم : شما پيش مصنف كتاب بوده ايد و اوبه شما مقصود خود را گفته بود؟ ايشان خنديد.
آيت الله محمد كلباسي، حوزه، ش 83