سجدهی آخر در شبِ ضربت خوردن علی (ع)؛ حماسهی اصغر جعفری
به گزارش نوید شاهد البرز؛ مسیرِ اصغر جعفری از همان دورانِ نوجوانی، با خدمت به دین و مذهب گره خورد. او که در میانهی سالهای تحصیل، در هیأتهای دانشآموزی خادمِ اهلبیت (ع) بود، معنای واقعیِ خدمت را در همان سنین کم آموخت. این روحیه، او را از یک نوجوانِ عادی متمایز کرد و مسیرِ ورود به سپاه را برای او هموار ساخت. او یاد گرفت که خدمت کردن، نه یک شغل، بلکه یک سبک زندگی است.

خانهای که با عشقِ رقیه (س) گرم میشد
اصغر، مردی بود که معنای «خانواده» را در عمقِ قلبش میجست. او در اوجِ جوانی، پیوندِ ازدواج را بست و پدرِ دو پسر ۹ و ۱۲ ساله و یک دخترِ نوجوانی شد که تنها ۱.۵ سال داشت. خانه آنها، خانهای نبود که فقط در آن زندگی کنند؛ خانهای بود که هر سال با یادِ حضرت رقیه (س) رنگ و بوی معنوی میگرفت.
خانوادهی اصغر، هر سال در ایامِ سوگواریِ حضرت رقیه (س)، مراسمِ روضه برپا میکردند. عشقِ اصغر به این بانوی مظلوم، چنان عمیق بود که در خلوتِ خود، همواره آرزوی داشتنِ دختری را داشت که به زیبایی و معنویتِ آن بانوی آسمانی باشد. امروز، دخترِ کوچک او، با نگاهی به عکسِ پدرش، گویی میراثِ آن عشق را به ارث برده است. او با نگاه کردن به تصویرِ پدر، میگوید: «این عکسِ باباست»؛ و این یعنی اصغر، حتی در تصویر نیز، حضورِ گرم و مهربان خود را در قلبِ فرزندش جا گذاشته است.
لبخندی که پیشگوییِ شهادت بود
یکی از زیباترین و در عین حال تکاندهندهترین خاطراتِ خانواده، مربوط به آخرین سفرِ مشهد است. در آن سفر، اصغر با لبخندی بر لب، در میانِ خانواده و نزدیکان حضور داشت. همسرش در آن لحظه، با نگاهی نافذ و شهودی، لبخندِ او را ستود و گفت: «لبخندت شبیه لبخندِ شهداست.»
این لبخند، نه یک اتفاق ساده، بلکه نشانهای از آرامشِ درونیِ او بود. او میدانست که مسیرِ خدمت، مسیرِ رسیدن به آرزوهای بزرگ است. حتی در معراجِ شهدا، وقتی پیکرِ مطهرِ او را دیدند، لبخند بر لبانش نشسته بود؛ گویی او با شادی به لقای محبوب و رسیدن به آن آرزوی دیرینه، میخندید.
شهادت در سجده؛ همزمان با حزنِ علی (ع)
در روز ۱۶ اسفند، در حالی که اصغر در محل خدمت خود در منطقه گرمدره حضور داشت، دشمن با حملاتِ موشکبار خود، یگان را هدف قرار داد. اصغر و همکارانش در طبقات پایین ساختمان بودند. در همان لحظهی هولناک، میانهی آشوب و شعلهها، اصغر و همراهانش، نه در حالِ فرار، بلکه در حالِ تسلیم و استعانت به درگاهِ خداوند، به حالتِ سجده در افتادند.
زمانِ شهادت او، با یک همزمانیِ معنویِ حیرتانگیز همراه بود؛ او در شبِ ضربت خوردنِ مولایمان، امیرالمؤمنین علی (ع) به شهادت رسید. مراسمِ تشییعِ پیکرِ او نیز همزمان با روزِ شهادتِ علی (ع) برگزار شد؛ گویی او برای پیوستن به امام، در همان لحظهی حزن و اندوهِ جهانی، راهِ رسیدن را یافت. آنها در حالی به شهادت رسیدند که دستها در دستِ هم بود و سرها در سجده، گویی در حالِ تماشایِ شکوهِ وصال بودند.
میراثِ ماندگار
اصغر جعفری رفت، اما نبودنش، خالی کردنِ جایگاهی است که با مهربانی و مسئولیتپذیری پر شده بود. او از خود، خانوادهای گذاشت که با وجودِ غمِ فقدان، به او افتخار میکنند؛ خانوادهای که یادِ او را با لبخند و با عشق به اهلبیت (ع) زنده نگه میدارند. او رفت تا در میانِ سجدههایِ ما، همیشه حضور داشته باشد.
انتهای پیام/