آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۲۶۹۹
۱۶:۰۲

۱۴۰۵/۰۷/۱۶

عبرت‌های تاریخی در میانۀ جنگ تحمیلی سوم

عبرت‌های تاریخی در میانۀ جنگ تحمیلی سوم
مقاومت و ایستادگی مردم، نیرو‌های مسلح و دولت حول محور ولایت درحالی اتفاق افتاده است که حاکمان ایران در دوره‌های سلطنتی قاجار و پهلوی، سرزمین‌های بسیاری از ایران بزرگ را به دشمنان واگذار کرده و سبب شرمندگی مردم و تاریخ این مرزوبوم شده‌اند.


به گزارش نوید شاهد به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه؛ مجید دهخوارگانی، پژوهشگر تاریخ ایران در یادداشتی در فصلنامه کیان ایران، شماره ۵، ضمن برشماری قرارداد‌های نگین دوسلسله پادشاهی ماقبل انقلاب (قاجار و پهلوی) با بیگانگان و جدایی بخش‌های زیادی از سرزمین ایران توسط آنها، گریزی به سه جنگ تحمیلی علیه نظام جمهوری اسلامی بعد از پیروزی انقلاب داشته که در میانه جنگ سوم تحمیلی ما با آمریکا بدان اشاره می‌شود:

تاریخ ایران با تمدنی کهن، آماج هجوم‌های نظامی بسیاری ازجانب اقوام، ملل و دولت‌های گوناگون بوده که بخش‌هایی از جغرافیای این سرزمین را تحت تأثیر قرار داده است؛ تجاوز‌های خون باری که خسارت‌های سنگین و جبران ناپذیری به کشور و مردم وارد کرده است.

توصیف این حملات ساعت‌ها زمان و خروار‌ها کاغذ می‌طلبد و در این مجال نمی‌گنجد، اما نکتۀ مشترک در آنها این است که در جنگ‌های صور ت گرفته، مردم ایران همواره مدافع این مرزوبوم بوده‌اند.

از زمان استقرار نظام جمهوری اسلامی در این پهنۀ جغرافیایی که با همت امام خمینی (ره) و مردم ایران انجام شد، ایران اسلامی تاکنون، دو جنگ گسترده و پرشدت را با پیروزی پشت سر گذاشته و اکنون، در میانۀ جنگ تحمیلی سوم قرار دارد که نشانه‌های شکست دشمن پیش از پایان آن، مشهود است.

در جنگ تحمیلی اول که رژیم بعثی عراق در سال ۱۳۵۹ آغاز کرد و در سال ۱۳۶۷ پایان یافت، نیرو‌های مسلح کشور با کمک و همراهی مردم علاو ه بر اینکه مانع دستیابی دشمنان به اهدافشان شدند، اجازۀ جدایی یک وجب از خاک ایران را به متجاوزان ندادند. اهمیت این مقاومت و دفاع جانانه در این بود که دو ابرقدرت شوروی و امریکا به همراه همۀ متحدان منطقه‌ای و بین المللی شان به یاری صدام آمده بودند و قصد نابودی کشور و سرنگونی نظام تازه تأسیس ایران را داشتند.

در فاصلۀ دو جنگ تحمیلی اول و دوم (۲۳ خرداد ۱۴۰۴) نظام سیاسی ایران همواره با جنگ‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی‌ای مواجه بوده که غرب و امریکا به کشور تحمیل می‌کردند. مردم نیز در این سال‌ها در تنگنا‌های زایدالوصفی قرار داشتند.

 این جنگ‌های نرم و نیمه سخت که عملاً مانع از توسعۀ کشور و رسیدگی مطلوب نظام به مردم بوده، درعمل، با هدف تضعیف و سرنگونی نظام دنبال شده است.

پس از تاب آوری مردم در مقابل این فشار‌ها که با تحریم‌های گسترده همراه بوده، دشمنان انقلاب و نظام به این نتیجه رسیدند که با توجه به سیاست‌های ضدغربی و ضدصهیونیستی نظام، یک بار دیگر، با جنگی تمام عیار و پرشدت، نظام جمهوری اسلامی را یا سرنگون کنند یا با تجزیۀ آن به چند کشور کوچک، فروپاشی ایران را جشن بگیرند.

جنگ تحمیلی دوم در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، با ترور فرماندهان و مسئولان کشور و نیز بمباران مراکز نظامی، سیاسی و اقتصادی آغاز شد. مقابلۀ منطقی و قدرتمند جمهوری اسلامی در این تهاجم، بسیار زود نتیجه داد و رژیم صهیونیستی و امریکا پیشنهاد آتش بس سریع دادند.

در این منازعه که دو دشمن دیرینۀ انقلاب قصد داشتند با حملۀ گستردۀ نظامی، به شور شهای داخلی دامن بزنند و زمینۀ سرنگونی نظام و تجزیۀ کشور را فراهم کنند، ایران با پاسخ‌های کوبنده به تجاوز نظامی و برخورداری از حمایت‌های مردمی توانست مانع از موفقیت متجاوزان شود.

در این جنگ نیز جمهوری اسلامی اجازه نداد که مهاجمان یک وجب از خاک کشور را تصرف کنند و تجزیۀ کشور تحقق یابد.

با گذشت نزدیک به هفت ماه از جنگ دوم، امریکا و رژیم صهیونیستی با تجدیدنظر در طرح جنگ دوازده روزه، مرحله بندی آن را جابه جا کردند و با اولویت دادن به شورش‌ها و اغتشاشات شهری، کوشیدند زمینه‌های لازم را برای هجوم نظامی گسترده با هدف سقوط نظام یا تجزیۀ کشور فراهم کنند.

با آغاز آشوب‌های ۱۸ و ۱۹ دی، که خسارت‌های انسانی و تأسیسات سنگین را به دنبال داشت، مردم و نیرو‌های امنیتی و انتظامی به صحنه آمدند و به سرعت، شور شها را فرو نشاندند. با فروکش کردن آشوب‌ها و کشف اسناد و مدارک در این زمینه، مشخص شد که اسرائیل و امریکا با برنامه ریزی جنگ شهری خونین، گروه‌های تروریستی آموزش دیده‌ای را با تجهیزات کامل به داخل ایران اعزام کرده بودند تا پس از فروپاشی نظام از درون، حملۀ نظامی به فرماندهان، نیرو‌های نظامی و امنیتی، شخصیت‌ها و زیرساخت‌ها را آغاز کنند و بدین ترتیب، هدف تجزیۀ کشور یا هدف براندازی نظام را تحقق بخشند.

با ناکام ماندن کودتای شهری، به نظر می‌رسید که حملۀ نظامی امریکا و اسرائیل نیز منتفی گردد یا با تأخیر انجام شود. به هرترتیب، این اقدام در ۹ اسفند ۱۴۰۴ انجام شد و سومین جنگ تحمیلی با ترور و شهادت رهبری معظم انقلاب و عده‌ای از فرماندهان ارشد نظامی آغاز شد و به مدت چهل روز ادامه یافت.

بااینکه رژیم صهیونیستی و امریکا در جنگ رمضان خسارت‌های سنگینی به کشور وارد آورده‌اند، بازهم با تلاش نیرو‌های مسلح در میدان نبرد و حضور مردم در خیابان، حتی یک وجب از خاک کشور به دشمن واگذار نشد.

بنابراین، ایران در دورۀ استقرار نظام اسلامی، تاکنون، سه جنگ طولانی، خونین و پرشدت را پشت سر گذاشته و موفق شده باوجود تحمل خسارت‌های سنگین انسانی و مادی، تمامیت ارضی کشور را حفظ کند و شکست‌های سنگینی به دشمنان وارد آورد.

مقاومت و ایستادگی مردم، نیرو‌های مسلح و دولت حول محور ولایت درحالی اتفاق افتاده است که حاکمان ایران در دوره‌های سلطنتی قاجار و پهلوی، سرزمین‌های بسیاری از ایران بزرگ را به دشمنان واگذار کرده و سبب شرمندگی مردم و تاریخ این مرزوبوم شده‌اند.

نکتۀ جالب توجه این است که باوجود این شرمساری تاریخی، فرزند عیاش محمدرضا پهلوی، یکی از محرکان و تشویق کنندگان اسرائیل و امریکا برای حمله به ایران بوده است. نگاهی خلاصه به واگذاری سرزمین‌هایی از ایران به دشمنان کشور نشان می‌دهد که پادشاهان این دو سلسله تا چه اندازه به ایران و ایرانی متعهد بوده‌اند.

۱- حدود ۲۱۱ سال پیش، در زمان فتحعلی شاه قاجار، به موجب قرارداد ننگین گلستان در سال ۱۱۹۲ش مطابق با ۱۸۱۳ میلادی کشور‌های فعلی قفقاز، ارمنستان، گرجستان، داغستان، چچن و اینگوش و سواحل ارزشمند دریای کاسپین به مساحت حدود ۲۳۰ هزار کیلومتر مربع از ایران جدا و به روسیۀ تزاری تقدیم شدند.

۲- حدود ۱۹۶ سال پیش و بازهم در زمان فتحعلی شاه قاجار، به موجب قرارداد ننگین ترکمنچای در سال ۱۲۰۷ شمسی مطابق با ۱۸۲۸ میلادی، مناطق ایروان، نخجوان و بخش‌هایی از تالش و آذربایجان، درمجموع، حدود ۳۰ هزار کیلومتر مربع دیگر از ایران جدا و به امپراتوری روسیه تقدیم شدند.

۳- تقریباً ۱۶۸ سال پیش، در زمان ناصرالدین شاه قاجار، به موجب معاهدۀ ننگین «پاریس»، در سال ۱۲۳۵ش، مطابق ۱۸۵۶ میلادی، مناطق هرات، افغانستان، بلوچستان و مکران به مساحت ۹۷۵۲۲۵ کیلومتر مربع با فشار انگلیس از ایران جدا شدند.

۴- حدود ۱۵۳ سال پیش و همچنان در زمان ناصرالدین شاه قاجار، به موجب قرارداد ننگین حکمیت «گلد اسمیت»، در سال ۱۲۵۰ ش مطابق ۱۸۷۱ میلادی و بازهم تحت فشار انگلیس، مناطقی از بلوچستان و سیستان به مساحت ۳۵۰ هزار کیلومتر مربع از ایران جدا شدند.

۵- تقریباً ۱۴۳ سال پیش و مانند قبل در زمان ناصرالدین شاه قاجار، به موجب «پیمان آخال، در سال ۱۲۶، ۰ ش، مطابق ۱۸۸۱ میلادی، کشور‌های فعلی ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان به مساحت ۱۲۲۶۵۰۰ کیلومتر مربع از ایران جدا و به امپراتوری روسیه تقدیم شدند.

۶- درحدود ۱۰۵ سال پیش، در سال ۱۲۹۸ ش، مطابق ۱۹۱۹ میلادی، در زمان احمدشاه قاجار و دولت وثوق الدوله، براساس پیمان منطقه‌ای مستشاران انگلیس، جزایر نفت خیز خلیج فارس، ازجمله کشور‌های فعلی امارات، قطر، عمان و چند جزیرۀ بسیار ارزشمند دیگر به مساحت ۴۰۵۲۸۷ کیلومتر مربع به طور رسمی از ایران جدا شدند.

۷- حدود ۸۷ سال پیش در سال ۱۳۱۶ش مطابق ۱۹۳۷ میلادی، در زمان رضاشاه پهلوی، با امضای پیمان ننگین «سعدآباد» با کشور‌های همسایه (عراق، ترکیه و افغانستان)، بخش‌های عظیمی از ایران با دسیسۀ انگلیس جدا شد و ارتفاعات سو ق الجیشی آرارات به ترکیه، بخش عظیمی از «اروندرود» و ادارۀ کامل آن به عراق، و «دشت وسیع نااُمید» به مساحت ۳۰۰۰ کیلومتر مربع به افغانستان بخشیده شد.

۸- حدود ۷۰ سال پیش، در سال ۱۳۳۳ ش مطابق ۱۹۵۴ میلادی، و در زمان محمد رضل شاه پهلوی، بندر راهبردی «فیروزه» در شرق دریای خزر از ایران جدا و به شوروی واگذار شد.

۹- در سال ۱۳۵۰ ش مطابق ۱۹۷۱ میلادی، در زمان محمدرضاشاه پهلوی، با فشار انگلیس، مجمع الجزایر بحرین به مساحت بیش از ۷۰۰ کیلومتر مربع با انبوهی از مخازن نفت و گاز، از ایران جدا شد.

با کمال تأسف باید این حقیقت تلخ را بدانیم که بیش از ۳میلیون و ۵۰۰ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران به واسطۀ سستی و ضعف پادشاهان، که در کل تاریخ جهان بی سابقه است، از ایران جدا شده و ایران امروز با مساحت تقریبی ۱۶۴۸۱۹۵ کیلومتر مربع، کمتر از یک سوم مساحت ایران بزرگ دویست سال قبل را دارد!

اما در ۴۷ سال اخیر، پس از هشت سال دفاع مقدس با رژیم صدام، جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان در مقابل امریکا و اسرائیل، یک سانتی متر از خاک کشور عزیزمان را هم از دست نداده‌ایم. نکتۀ جالب‌تر اینکه امروز، طرفداران رژیم پهلوی در کنار اسرائیل و امریکا ایستاده‌اند و این رژیم‌ها را تحریک می‌کنند که به ایران حمله کنند. فاعتبروا یا اولی الابصار.

منبع:

کیان ایران؛ فصلنامه تخصصی دفاع مقدس و مطالعات نظامی و راهبردی (شماره ۵)، تهران، بهار ۱۴۰۵، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه، صص ۲۸۴، ۲۸۵، ۲۸۶، ۲۸۷

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه