معرفی شهدای نهم تا یازدهم مهرماه استان ایلام

به گزارش نوید شاهد ایلام؛ شهید «حمید زینی وند» فرزند احمد نهم شهریورماه ۱۳۵۲ در بخش ماژین روستای گدار نمک شهرستان دره شهر دیده به جهان گشود. بعد از اخذ دیپلم وارد نیروی انتظامی شد و تحصیلات خود را تاسطح لیسانس حقوق ثبت ادامه داد. سال ۱۳۸۱ تشکیل خانواده داد؛ و از وی دو فرزند به یادگار مانده است.
نهم مهرماه ۱۳۹۶ مصادف با روز عاشورا هنگامی که در حال انجام خدمت بود طی درگیری با اشرار که قصد برهم زدن مراسم عاشورا را داشتند به اصابت گلوله در دره شهر به فیض شهادت نایل آمد. مزار این شهید گرانقدر در بخش ماژین دره شهر قرار دارد.

شهید «عمران نیکخواه» فرزند نریمان اول آبان ماه سال ۱۳۴۱ در روستای محمد قلی بخش مرکزی شهرستان چرداول دیده به جهان گشود، وی تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد. با آنکه به ادامه تحصیل علاقمند بود، اما دفاع از وطن را بر ورود به دانشگاه ترجیح داد و با گرفتن برگه اعزام به خدمت به عنوان سرباز وارد ارتش شد تا همپای سایر رزمندگان غیور ایران اسلامی به نبرد با متجاوزان بعثی بپردازد. این رزمنده بیست ساله شجاع در نهمین روز از مهر ماه سال ۱۳۶۱ در منطقه سومار بر اثر ترکش خمپاره دشمن در حین دفاع به درجه رفیع شهادت نایل آمد و به دیدار معبود خویش شتافت مزار این شهید گرانقدر در روستای محمد قلی بخش آسمان آباد شهرستان چرداول قرار دارد.

شهید «الیاس ریحانی» فرزند صید رستم سومین روز از فروردین ۱۳۰۸ در روستای داراب آباد ملکشاهی دیده به جهان گشود. وی به دلیل محرومیت منطقه از امکان تحصیل باز مانده بود.
در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بعنوان نیروی رزمی بسیجی به تیپ ۱۱۴ حضرت امیر (ع) سپاه پاسداران پیوست و راهی مقابله با تجاوز بعثیون شد.
سرانجام نهمین روز از مهر ماه سال ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی مهران بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نایل آمد. از وی ۶ فرزند به یادگار مانده است مزار این شهید گرانقدر در گنبد پیر محمد (ع) ملکشاهی قرار دارد
خصوصیات اخلاقی شهید از زبان همرزم شهید:
با تقوا بود
شهید الیاس از انسانهای مؤمن و متدین و با خدا بود، در تمام سالهای جنگ و با آن همه مشکلات و در بین آتش باران دشمن بعثی هیچ گاه نماز و نیایش با خداوند را فراموش نمیکرد. با شنیدن صدای اذان هر جا که بود با وضو به نماز میایستاد و همیشه به همرزمانش تأکید میکرد که همه جا به یاد خدا باشید و تا وقتی که به خداوند توکل کنید بر دشمنان پیروز خواهید شد.
عاشق وطنش بود و در تمام سالهای دفاع مقدس با عشق به وطن دوستی فراوان با دشمنان میجنگید.
عشق به امام حسین (ع)
وی از شهادت هیچ ترسی نداشت و به شهادت در راه خداوند عشق میورزید، نام یا حسین و امام حسین (ع) همیشه ورد زبانش بود.
عشق به خانواده
وی عاشق خانواده اش بود میگفت درست است ما در حال جنگیم و جبهه به ما نیاز دارد ولی خانواده تان را از یاد نبرید و در اولین فرصت با استفاده از نامه و هر وسایل ارتباطی از حال آنها باخبر شوید.

شهید «شیرزاد محمودیان» فرزند مرتضی سال ۱۳۴۳ در شهرستان قصرشیرین دیده به جهان گشود وی تا مقطع دیپلم تحصیل نمود علاقه زیادی به تحصیل داشت. اما عشق به دفاع از وطن باعث شد جبهه را بر تحصیل در دانشگاه ترجیح دهد. در آن زمان که کشور عزیزمان مورد تهاجم دشمن بعثی قرار گرفته بود به عنوان پاسدار وظیفه در لشکر حضرت امیر (ع) مشغول به خدمت شد. سرانجام در نهمین روز از مهرماه ۱۳۶۶ در منطقه تاجیک بر اثر اصابت گلوله آرپی چی دشمن عاشقانه ردای شهادت را پوشید و ملکوتی شد
مزار این شهید گرانقدر در گلزار شهدای شهرستان ایوان قرار دارد

شهید «یعقوب رحمتی» فرزند مهدی در اولین روز از فروردین ماه سال ۱۳۶۲ در شهرستان آبدانان چشم به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا کلاس پنجم ابتدایی در روستای زادگاهش پی گرفت و برای تأمین معاش خانواده به فعالیتهای دامداری روی آورد.
با توجه به آنکه در استانی مرزی میزیست در اثر برخورد با مین به جای مانده از دوران جنگ تحمیلی در حین دامداری در دهمین روز از مهر ماه سال ۱۳۷۸ در منطقهی موسیان به شهادت رسید. مزار این شهید گرانقدر در گلزار شهدای روستای زادگاهش قرار دارد.

شهید «مرتضی حیدری» فرزند موسی در اولین روز از فروردین ماه سال ۱۳۰۴ شمسی در یکی از روستاهای بخش مورموری شهرستان آبدانان دیده به جهان گشود. وی که دارای سواد خواندن ونوشتن نظام قدیم بود، برای پیشبرد امور زندگی به تامین معاش خانواده به فعالیتهای کشاورزی روی آورد.
شهید مرتضی که در استانی مرزی میزیست در زمان جنگ تحمیلی و به تاریخ نهم مهر ماه سال ۱۳۵۹ بر اثر بمبارانهای رژیم بعثی عراق در روستای آب انار شهرستان آبدانان به شهادت رسید. مزار این شهید گرانقدر در گلزار شهدای روستای سیاهگل شهرستان زادگاهش قرار دارد. از شهید پنج پسر و دو دختر به یادگار مانده است.

شهید «کریم حاتمی» فرزند منصور سال در ۱۳۴۲ دردامان خانوداهای متدین و در شهر دهلران دیده به جهان گشود. پدر و مادرش به او امید بسته بودند تا در آینده یار و مدد کارشان و برای جامعه انسانی کوشا و لایق باشد. آگاهی او به حدی بود که در آن روزگار مشکلات زندگی و جامعه را حس میکرد وبه یاری خانواده می¬شتافت. بر این عقیده بود که ارزش فرزند به این است که، پدر ر و مادر از او راضی باشند. همیشه میگفت، پدر و مادرم در بزرگ کردن من سختیها و مرارتهای فراوان متحمل شدهاند.
در پیروزی انقلاب ازجمله جوانان پرشوری بود که در صحنهها حضور مییافت و با پیروزی انقلاب مسئولیت کتابخانه مسجد جامع دهلران را برای مدتی به عهده گرفت. بعد از آن درکمیته فرهنگی جهادسازندگی شهرستان خدمت نمود. سپس به سپاه پاسداران پیوست و با شروع جنگ تحمیلی با دیگر همرزمانش برای دفاع از ایران اسلامی اسلحه به دست گرفت و سرانجام در دهمین روز از مهرماه ۱۳۵۹ در جبهه دهلران به شهدا پیوست.

شهید «مهدی لطفی» فرزند نوراله پانزدهمین روز از اسفند ۱۳۴۱ در شهرستان ایلام دیده به جهان گشود، تا پایان دوره راهنمایی تحصیل نمود.با توجه به هوش و استعداد بالایی که داشت علاقه زیادی به تحصیل داشت، اما نوجوانی شهید مصادف با قیام ملت ایران بود که ایشان وفاداری خود را با شرکت در راهپیماییها و تظاهرات ضد طاغوت ثابت نمود، همین علاقه بعدها موجب شد به عضویت سپاه پاسداران درآید. وی در تمامی مأموریتهای سپاه پیش تاز بود و هرگز خستگی را احساس نمیکرد.
شهید با اخلاقی نیکو خود همگان را شیفته خود نمود، همزمان با شروع جنگ تحمیلی در جبهه حضور یافت و جسورانه در جبهههای موسیان، عین خوش و دهلران مردانه با متجاوزان نبرد کرد و سرانجام در یازدهمین روز از مهرماه ۱۳۵۹ در جبهه دهلران مجروح و به درجه رفیع شهادت نایل آمد. مزار این شهید والامقام در گلزار شهدای امامزاده علی صالح (ع) قرار دارد.
وصیت نامه شهید: خطاب به خانواده:
پیامم به خانواده محترمم این است که مبادا کاری کنید که مانعی برای انقلاب شوید، پیامهای امام را با خلوص نیت لبیک گویید.
پدر و مادر عزیزم: اگر من افتخار و لیاقت شهید شدن را کسب نمودم در فراغم اندوه به خود راه ندهید.
زیرا جبهه بهترین و والاترین دانشگاهی است که من توانستهام در کنکور آن قبول شوم و به کلاسی که همانا خط مقدم جبهه است راه یابم و باید به بهترین نمره که همانا شهادت است دست یابم.

شهید «محمد کوهی» فرزند علیرضا سال بیستم تیر۱۳۳۱ در شهرستان ملکشاهی دیده به جهان گشود. در کارهای کشاورزی و دامداری همراه و هم پای پدر بود و در کنار کار کشاورزی کارگری هم میکرد. در سن ۲۵ سالگی ازدواج نمود و ثمره این وصلت چهار فرزند میباشد.
علاقه مندی وی به تحصیل تا آنجا بود که در حین کارگری سواد را در حد خواندن و نوشتن فرا گرفت. پس از پیروزی انقلاب به عضویت بسیج در آمد.
در جبهههای مختلف حضور داشت. سرانجام یازدهمین روز از مهرماه ۱۳۶۲ در جبهه قلاویزان مهران بر اثر اصابت ترکش خمپاره به دیدار معبودش شتافت.
مزار این شهید گرانقدر درگلزار شهدای علی صالح (ع) میباشد.
وصیت نامه و مناجات شهید:
مناجات شهید
به وحدانیت خداوند گواهی میدهم که خداوند شریکی ندارد و محمد (ص) آخرین فرستادهی اوست. برپیامبران و معصومان درود میفرستم. خداوند را شاکر و سپاس گذارم که ریشه نظام ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی بر چیده و نظام با برکت اسلامی ایران جای آن گرفت.
سفارش به فرزندانای فرزندانم این انقلاب راحفظ کنید و پیرو خط امام خمینی باشید وهمواره و در هر حال نماز را بر پای داشته و واجبات را ترک نکنید
احترام بزرگان را نگاه دارید تا روزی فرزندان شما احترام شما را حفظ کنند.
این دنیا آزمونی از طرف خداوند سبحان است سعی کنید از این آزمون سر بلند بیرون بیایید تا در آخرت در محضر خداوند شرمنده نشوید.
نیازمندان و فقرا را از یاد نبرید و آنها را یاری رسان باشید حتی با یک کلام شیرین.
انتهای پیام/