آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۱۹۷۷
۱۴:۰۷

۱۴۰۵/۰۷/۰۶

شهیدی که ۱۱ سال در دشت‌های جنوب، «تنها» ماند

«ولی فولادی» در مردادماه سال ۱۳۴۳ در روستای «اسلام‌آباد» از توابع شهرستان فراشبند دیده به جهان گشود. «با وزیدن نسیم انقلاب اسلامی، ولیِ نوجوان به یکی از فعالانِ مبارزات تبدیل شد. او همزمان با تحصیل و کار، در صف مقدمِ پخش اعلامیه‌های امام (ره) قرار گرفت. با تشکیل پایگاه‌های مقاومت در مساجد، شب‌ها که دیگران در خواب بودند...» متن کامل زندگی این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.


شهیدی که ۱۱ سال در دشت‌های جنوب، «تنها» ماند

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «ولی فولادی» در ۱۴ مردادماه سال ۱۳۴۳ در روستای «اسلام‌آباد» از توابع شهرستان فراشبند دیده به جهان گشود. او از همان دوران خردسالی، روحیه‌ای سرزنده و ایمانی فراتر از سن‌وسالش داشت. مادرش به یاد می‌آورد که چگونه در سال‌های کودکی، هنگام نمازِ پدر در کنار او می‌ایستاد و با اشتیاقی کودکانه اصرار داشت پدر، اذکار نماز را شمرده و بلند بخواند تا او نیز بتواند همراهی‌اش کند و بیاموزد.

تحصیل و تهذیب

در روزگاری که روستایشان از امکانات آموزشی محروم بود، ولی هر روز مسافت‌های طولانی را پیاده طی می‌کرد تا به مدرسه برسد. او نه تنها در مدرسه دانش‌آموزی نمونه بود، بلکه در خانه نیز نوجوانی پرتلاش و یاور پدر بود. با این حال، موفقیت‌های تحصیلی و تشویق‌های پی‌درپی مدرسه، هرگز غبار غرور بر دلش ننشانید و همواره با فروتنی در میان همسالانش زیست. او تحصیل خود را تامقطع دیپلم در رشته انسانی گذراند.

سربازِ انقلاب در سنگرِ مسجد

با وزیدن نسیم انقلاب اسلامی، ولیِ نوجوان به یکی از فعالانِ مبارزات تبدیل شد. او همزمان با تحصیل و کار، در صف مقدمِ پخش اعلامیه‌های امام (ره) قرار گرفت. با تشکیل پایگاه‌های مقاومت در مساجد، شب‌ها که دیگران در خواب بودند، او به پاسداری از امنیت مردم در کوچه‌پس‌کوچه‌های روستا مشغول بود. برادرش روایت می‌کند که در یکی از همین شب‌های گشت‌زنی، توسط عواملِ ضدانقلاب مورد تهاجم و تیراندازی قرار گرفت، اما با حضور به‌موقع مردم و شجاعت ولی و همرزمانش، دشمنان ناگزیر به فرار شدند.

حماسه در جبهه‌های نبرد

با آغاز جنگ تحمیلی، «ولی» که تنها ۱۵ یا ۱۶ سال داشت، ندای امامِ خویش را لبیک گفت و راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد. او با چنان دلاوری و هوشمندی در میدان نبرد ظاهر شد که خیلی زود مورد توجه فرماندهان قرار گرفت و به سمت «جانشین فرماندهی گردان خط‌شکن الفتح» منصوب شد. همرزمانش او را «مالک‌اشتر» گردان می‌نامیدند و هنوز خاطره دستانِ قدرتمندش در حمل تیربار‌های سنگینِ پدافندی در بحبوحه عملیات‌ها، در یادِ بازماندگان باقی است؛ صحنه‌هایی که او با وجود وزنِ سنگینِ سلاح، در حال حرکت آن را بر دوش می‌کشید و با تسلطِ کامل، دشمن را به عقب می‌راند.

وداعِ عاشورایی و عروجِ گمنام

گویی پیوندی قلبی میان او و سید و سالار شهیدان برقرار بود. آخرین مرخصیِ ولی با ایام عاشورای حسینی مصادف شد. او که تمام زندگی‌اش وقفِ آرمان‌های حسینی بود، در حالی که در آیین‌های عزاداری سرور شهیدان حضور فعال داشت، بی‌درنگ پس از فراخوان جبهه‌ها، بی‌قرار از ماندن، رهسپار سرزمینِ لاله‌های سرخ، «شلمچه» شد.

سرانجام در ششم مهرماه سال ۱۳۶۷ در شلمچه به شهادت رسید و پیکرش مفقود شد. پیکرِ پاک این شهید والا‌مقام، پس از ۱۱ سال دوری و چشم‌انتظاری خانواده در ۲۵ مردادماه سال ۱۳۷۸ تفحص شد و به آغوش وطن بازگشت تا در جوارِ دیگر یارانش آرام گیرد.

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه