تشنه رفتيم، تشنه آمديم

هر چند كه در خساست بعثيها شكي نداشتيم، ولي برايمان مشكل بود كه بپذيريم در آخرين روز نيز از دستهاي آنان آبي نچكد. آن روز اين حسرت به دلمان ماند كه در روز آخر اسارت، يك شكم سير آب بنوشيم. يكي از آزادگان تعبير خوبي از تشنگي كرد. او گفت: «ما تشنه اسير و به اردوگاه برده شديم و تشنه هم به وطن اسلامي برگشتيم.»
سيدجلال حسيني