آخرین اخبار:
کد خبر : ۵۰۴۴۲
۰۳:۵۳

۱۳۸۶/۰۴/۱۸

منبر




دوستان‌ شهيد محمدرضا وفايي‌نژاد و همچنين‌ خود اين‌ جانب‌ خاطرات‌گوناگون‌ از شهيد به‌ ياد داريم‌.
زماني‌ كه‌ محمدرضا 3 ساله‌ بود در ساري‌ وقتي‌ كه‌ صبح‌ به‌ اداره‌ مي‌رفتم‌ايشان‌ و برادرش‌ را به‌ مهد قرآن‌ جنب‌ مسجد جامع‌ مي‌بردم‌. آنها را به‌ مسجدنزديك‌ خانه‌مان‌ پاي‌ منبر حجت‌الاسلام‌ شهيد عبدالوهاب‌ مي‌بردم‌. قبل‌ ازانقلاب‌ قرآن‌ و دعاها را تكميل‌ بودند.
برادر مسعود رستميان‌ در شرح‌ حال‌ شهيد محمدرضا نوشته‌ است‌:
شهيد محمدرضا وفايي‌نژاد در اوايل‌ جنگ‌ تحميلي‌ در منطقه‌ مهران‌ بود.شش‌ روز پس‌ از شروع‌ جنگ‌، در منطقه‌ي‌ عمومي‌ خسروي‌ در محاصره‌ قرارگرفته‌ بوديم‌. بعضي‌ از فرماندهان‌ بي‌كفايت‌ بودند و با دشمن‌ همكاري‌ مي‌كردند.وقتي‌ افسران‌ وفادار به‌ امام‌ و انقلاب‌ جريان‌ را فهميدند، باقيمانده‌ مهمّات‌ رامنهدم‌ كردند و ما با اسلحه‌ سبك‌ و فشنگ‌ فراوان‌ به‌ طرف‌ قصر شيرين‌ آمديم‌ وخودمان‌ را به‌ پادگان‌ ابوذر رسانديم‌.
شهيد محمدرضا كه‌ سختي‌هاي‌ زيادي‌ را متحمل‌ شده‌ بود، پس‌ از 7 روزخودش‌ را به‌ پادگان‌ ابوذر رساند.
آن‌ زمان‌ شهيد شيرودي‌ تلاش‌ زيادي‌ نمود، تا شهر سر پل‌ ذهاب‌ سقوط‌نكند. در روز دهها مأموريت‌ هوايي‌ انجام‌ مي‌داد.
من‌ و شهيد محمدرضا با تني‌ چند از دوستان‌، مهمّات‌ و موشكها را پاي‌هلي‌كوپتر مي‌رسانديم‌. ايشان‌ در اين‌ راه‌ فداكاري‌ زيادي‌ از خود نشان‌ مي‌داد.
زماني‌ كه‌ من‌ در سومار خدمت‌ مي‌كردم‌، شهيد محمدرضا 15 روز مرخصي‌گرفته‌ بود ولي‌ به‌ جاي‌ رفتن‌ به‌ شهر و ديار خود براي‌ ديدن‌ من‌ به‌ سومار آمده‌ بودو سه‌ روز در سومار مانده‌ بود كه‌ متأسفانه‌ در آن‌ موقع‌ مرخصي‌ بودم‌. در همان‌زمان‌ حضرت‌ آيت‌اللّه‌ خامنه‌اي‌ براي‌ بازديد به‌ جبهه‌ سومار و پل‌ سه‌ دهنه‌تشريف‌ آورده‌ بودند و شهيد محمدرضا اين‌ افتخار را كسب‌ كرده‌ بود كه‌ در پل‌ سه‌دهنه‌ نماز جماعت‌ را به‌ امامت‌ حضرت‌ آيت‌اللّه‌ خامنه‌اي‌ اقامه‌ نمايد.
شهيد بعد از اينكه‌ مرا ديد گفت‌: جايت‌ خيلي‌ خيلي‌ خالي‌ بود. مثل‌ اين‌ بودكه‌ تازه‌ متولد شده‌ بودم‌. نماز عارفانه‌اي‌ بود. اين‌ برادر بزرگوار در تاريخ‌ 11/9/60در منطقه‌ كنجان‌چم‌ مهران‌، همزمان‌ با عملّيات‌ طريق‌القدس‌ شربت‌ گواراي‌شهادت‌ را نوشيدند(39).

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه