قشمار

گزارشگر راديو جماهير عراق كه براي مصاحبه با ما آمده بود ، رو به من كرد و گفت : مي خواهي به عنوان اسير ايراني صحبتي بكني ؟
گفتم : بله.
گفت : چند وقت است اسير هستي ؟
گفتم : هفت سال .
گفت : عربي بلدي ؟
گفتم :كمي.
گفت : خوب ، پس خودت را معرفي كن و بعد صحبتي در ارتباط با وضعيت اسيرداري ما بكن .
البته با ايماء و اشاره خاصي منظور خود را رساند و من هم همين كه ميكروفون را گرفتم ، گفتم : « قشمار ، حمار »، كه به سرعت ميكروفون را كنار كشيد و گفت : نه ، اينها فحش است . چرا اين حرفها را زدي ؟
من در پاسخ گفتم : خوب من در اين هفت سال فقط همينها را از شما شنيده و ياد گرفته ام .
با اشاره از سربازان خواست كه مرا بيرون ببرند.