نماز سر وقت

عراقي ها از هر وسيله براي دستيابي به اهدافشان استفاده مي كردند ، از داد و فرياد گرفته تا و حشيانه ترين شكنجه ها . يادم مي آ يد براي اينكه برادرمان آقاي مجتبائي را از گفتن اذان و خواندن نماز در محوطه باز دارند ، او را كه يك پايش نيز قطع شده بود ، روي زمين مي نشاندند و با كابل درست بر روي زخم و محل پايش مي زدند و علي رغم انعكاس شدت درد و آثار حاصل از آن بر صورت او ، باز هم ضربات براي شكنجه او و آزار دادن ما ادامه مي دادند ، زيرا خوب مي دانستند كه اين قبيل كارها تنها براي شخص شكنجه شونده دردآور نيست ، بلكه براي همه بچه ها موجب آزار و رنج است و اين تازه نمونه اي از آن موارد متعدد وحشيانه است .