محمد پيران

الا يا اَيّها السّاقي اَدِركاساً وَ ناوِلها
كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها
عمق دلاوريهاي شهدا و رزمندگاني كه در شرايط سخت و خفقان رژيم ستمشاهي براي برپايي نظام اسلامي، در گمنامي مبارزه كردند را بايد امروز در لابلاي خطوط چروكيدة سيماي محمد پيران ـ اين آزادة سياسي ـ جستوجو نمود.
مردي كه به گفتة خودش، حاصل عمرش در سه جمله خلاصه شده: خام بدم، پخته شدم، سوختم!
پيران از روستا طلوع كرد و با هجرتي سرنوشتساز به پايتخت آمد تا آينده و تقدير خود و ديگر يارانش را در مبارزه با رژيم طاغوت، به گونهاي الهي، رقم بزند. او و همفكرانش بزودي همپيمان شدند كه تمام توان خود را براي تشكيل حكومتي اسلامي با ايجاد حزب ملل اسلامي، بكار بندند.
با دستگيري اعضاء حزب، بازجوييها و شكنجهها آغاز شد و در بيدادگاههاي نظامي، حكم به اسارت آنها در زندانهاي طاغوت صادر شد.
سالها گذشت و سرانجام با پيروزي انقلاب اسلامي، محمد پيران به آغوش مردم بازگشت. از اينجا بود كه اين آزادة سرافراز، قدم به صحنة مبارزاتي ديگري گذاشت: تعليم و تربيت؛ وظيفهاي مقدس كه محمد پيران علاوه بر حضور در كارهاي اجتماعي ـ نمايندگي مجلس شوراي اسلامي ـ آن را به شايستگي به سامان رساند.
محمد پيران، قهرمان وطن ماست و اينك همگان به همنشيني با وي در «سومين كنگرة ملي تجليل از ايثارگران» به خود ميبالند.