محمدرضا ميرزاييجابري

«(ايثارگران) فقط با بدن خاكي خود همنشين دنيا شدند، با روحهايي كه به بلندترين قله از ذروه قدس عالم ملوك آويخته بود. ايشانند در روي زمين جانشينان خدا و داعيان بشر به سوي دين خدا. آه آه چقدر اشتياق زيارت و ديدارشان را دارم.»
خداوند عزّوجل، انسان را به گونهاي آفريده كه در كمال محدوديت، ميتواند درياي امكانات باشد. ميتواند درياي حركت باشد. آدمهايي كه مانند جانبازان در معرض ابتلا قرار نگرفتهاند، آن را درك نميكنند. يكي از نعمتهايي كه خدا به جانبازان داده، شايد همين باشد كه آدمهاي سالم ـ در واقع آدمهايي كه مبتلا نيستند ـ وقتي به آنها نگاه ميكنند، ميگويند: «خدايا شكرت!» شُكر به چي؟ به اينكه من سالمم! من مثل اين آدم روي صندلي چرخدار نيستم! و اين خودش نعمتي است!
محمدرضا ميرزاييجابري از جمله اين توانمندان است كه توانسته ضمن صعود به مدارج علمي، در سنگر ورزش به شايستگي پرچمِ پرافتخار جمهوري اسلامي ايران را در ميادين جهاني به اهتزاز درآورد. كسب مدالهاي طلا در رشتة پرتاب نيزه و قهرماني با تيم بسكتبال با ويلچر، او را اينك به چهرهاي شاخص در ميان انبوه ايثارگران تبديل كرده است.
ميرزايي، در جنبههاي معنوي هم از ويژگيهاي قابل ستايشي برخوردار است. وي پس از مراجعت از مسابقات پاراالمپيك آتلانتا كه با قهرماني او در رشتة پرتاب نيزه همراه بود، تمام تلاش خود را براي بناي مسجد امام حسين(ع) در روستاي محل تولدش بكار گرفت. اينك اين مكان مقدس، محل راز و نياز اهالي مؤمن روستا با خداي قادر متعال ميباشد.
تلاشهاي مستمر و خالصانة اين ايثارگر بود كه از نگاه صاحبنظران «سومين كنگرة ملي تجليل از ايثارگران» بدور نماند و وي را در محفل عاشقان فرهنگ ايثار و شهادت، با اهداي نشان شجاعت، پذيرا شدند.