آخرین اخبار:
کد خبر : ۴۶۲۷۳۲
۱۰:۲۱

۱۳۹۸/۰۶/۰۶

شهید حسن نیاسری؛ دلاورمردی از تبار مردان بی‌ادعا

شهید حسن نیاسری در دوران دفاع مقدس دلاورانه در عملیات های مختلفی شرکت کرد که در ادامه به ناگفته هایی از روزهای جهاد او پرداخته‌ایم.
نویسنده :
اباذری


سال‌های مجاهدت تا شهادت



به‌گزارش نوید شاهد البرز، شهید حسن نیاسری سومین روز فروردین 1340، در خانواده‌ای مذهبی و متعهد در تهران متولد شد. پای‎بندی خانواده او به اسلام و ولایت فقیه و اصرار آنها به آموختن مکتب اسلام باعث شد که از همان کودکی عشق به خدا و خاندان عصمت در جان و قلب حسن ریشه بدواند و دوران کودکی را در آغوش گرم خانواده تا سن شش سالگی را پشت سر نهاد و در این دوران پدرشهید با زحمت‎های فراوان با شغل نجاری با اره کشیدن و با چکش زدن او را بزرگ کرد.

وی در سن شش سالگی جهت تحصیل به مدرسه هفده شهریور تهران (شهباز جنوبی سابق) ثبت‎نام کرد. دوران ابتدایی را با نمره‎های عالی قبولی خود را گرفت و سپس به تحصیل خود ادامه داد. او دوره راهنمایی تحصیلی را به پایان رسانید و دبیرستان را در تهران ادامه داده پس از سپری شدن دوره راهنمایی به دبیرستان راه یافت و در تهران ادامه تحصیل داد.

«مسئولیت واحد فرهنگی انجمن اسلامی»

در سال 1357، در کنار خانواده‎اش به مرد‎آباد کرج عزیمت کرد و آخرین سال تحصیلی در اوج گیری انقلاب اسلامی موفق به اخذ دیپلم در رشته اقتصاد از دبیرستان فارابی شهرستان کرج شد و در دوران انقلاب فعالیت چشم‎گیری در منطقه مسکونی خود بر علیه رژیم شاه خائن آغازکرد و در همان سال با افراد حزب الله منطقه جهت حفظ و پاسداری از دستاوردهای فرهنگی و سیاسی انقلاب و به منظور جلوگیری از تحقق توطئه های بیگانه همراه عده‎ای از یاران و برادران خویش موفق به تشکیل انجمن اسلامی در منطقه مرد آباد شد. وی همچنین مسئولیت واحد فرهنگی انجمن اسلامی را به عهده گرفت و خدمات شایانی در این زمینه انجام داد که در این رابطه با رشد افکار امت حزب اله و همچنین شناساندن اسلام عزیز به تشنگان آن که سال‌های سال بر اثر ظلم ستم‌شاهی به خواب غفلت فرو رفته بودن اسلام را دوباره در منطقه زنده و جوانان را به سوی احکام اسلام ارشاد کرد.

«اولین اعزام به کردستان»

پس از بدو تاسیس سپاه پاسداران به عضویت رسمی در آمده و فعالیت از آن پس در این نهاد انقلابی شروع کرد و پس از گذراندن آموزش‌های لازم در سپاه پاسداران به عضویت رسمی درامده و فعالیت خود را از ان پس در این نهاد انقلابی شروع کرد و پس از گذراندن آموزش‎های لازم در سپاه جهت خنثی کردن توطئه‎های ضدِ انقلاب داخلی در منطقه کردستان برای فاتح بازی دراز

مدت سه ماه در آن منطقه مشغول مبارزه با ضدِ انقلاب داخلی بود و پس از پایان ماموریت دوباره به سپاه کرج بازگشت سپس در سال 59، حمله ناجوانمردانه رژیم بعث کافر به کشور اسلامی شروع شد. او با عده‎ای از برادران سپاه به منطقه جنوب ابادان جهت مقابله با کفر و الحاد اعزام شد.

پس از مدتی مبارزه با کفر الحاد به کرج بازگشت و سپس فعالیت خود را در قسمت روابط عمومی سپاه شروع کرد و همیشه شبانه‎روز در تلاش و کوشش برای اسلام بود. وقتی در طول 24 ساعت به منزل می‎رفت پس برای سومین‎بار برای مبارزه با حزب بعث به جبهه غرب سر پل ذهاب اعزام شد و در این اعزام در آن منطقه در آزاد‎سازی «بازی‎دراز» شرکت کرده و از ناحیه پا زخمی شد. او مدتی در بیمارستان بستری شد و پس از کمی بهبودی با پا زخمی دوباره به فعالیت خود ادامه داد.

«عشق به شهادت»

سال 1360، از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کرج به‎عنوان مسئول بسیج ناحیه 9 مردآباد انتخاب و فعالیت خود را آغاز کرد که حدود سه ماه در جایگاه مسئول ناحیه فعالیت چشمگیری داشت و شبانه‎روزی به فعالیت خود ادامه می‎داد و در مدتی که مسئولیت بسیج را در منطقه مرد‎آباد داشت هماهنگ با انجمن اسلامی منطقه مربوطه خدمات شایانی را از خود ارائه داد. از قبیل (حضور امت حزب ا... در جبهه نبرد حق علیه باطل) و در صحنه بودن و فقط و حراست از دستاوردهای انقلاب توسط امت شهید پرور مرد اباد انتشار نشریه و مقالات در جهت رشد و فرهنگ مردم و غیره از آنجائی که ایشان عشق به شهادت داشت و آرزو داشت که در صف رزمندگان ایثارگر قرار بگیرد. مجددا" برای چهارمین بار به جبهه جنوب کشور اعزام و در عملیات از ناحیه هر دو پایش زخمی شد به‌طوری که راه رفتن برایش سخت بود که به پشت جبهه انتقال و در بیمارستان بستری شد پس از کمی بهبودی در قسمت روابط عمومی سپاه شهریار انتخاب و در منطقه فوق مشغول خدمت شد که مدت خدمت وی در آن منطقه شش ماه به طور شبانه‎روزی بود که خدمت ارزشمندی در آن منطقه از خود به جای گذاشته‎است.

پس دوباره برای پنجمین‎بار به جبهه نور علیه ظلمت اعزام شد و با هم‎رزمان خود همچون شهید مهدی شرع‎پسند سردار سپاه اسلام فرمانده تیپ سلمان فارسی کرج و فرمانده عملیات والفجر 5 و شهید حسینعلی یاری‎نسب فرمانده گردان حنظله در عملیات والفجر مقدماتی در واحد روابط عمومی فعالیت خود را شروع کرد.

بعد از اتمام عملیات والفجر مقدماتی برای مرخصی به منزل خود بازگشته طبق سنت ائمه جهت تشکیل خانواده در مدت کوتاهی تن به ازدواج داد بعد از 15 روز دوباره برای مبارزه با کفر جهانی عازم جبهه حق علیه باطل شد و هنگام عازم خود وصیت کرد که چنانچه پسرش به‌دنیا امد؛ نام او را «محمدحسن» گذاشته و سپس جهت تحصیل در حوزه علمیه قم کسب دانش نماید.

«دلاوری در والفجرین»

او به مبارزات علیه مزدوران بعثی ادامه داد و در سلسله عملیات والفجر یک، دو، سه شرکت فعال داشت و در این سلسله عملیات حماسه‎ای بزرگ آفرید. وی پس از اتمام ماموریت به سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی کرج بازگشت و پس از مدت کوتاهی از آنجاکه روح بزرگ آن اجازه ماندن در شهر را به او نمی‌داد و برای رسیدن به لقاء الله لحظه شماری می‌کرد دوباره برای ششمین‌بار به جبهه حق علیه باطل به غرب کشور اعزام شد و در عملیات والفجر چهار روابط عمومی گردان سلمان در منطقه پنجوین عراق شرکت و در این عملیات در ششم شهریور ماه1362، به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت دست یافت پس از یک‎هفته جسم مطهر او را به پشت جبهه منتقل کردند و در کنار برادر شهیدش حسین نیاسری در گلزار شهیدان بهشت زهرا در قطعه 28 به خاک سپردند.

کلام شهید حسن نیاسری در قدردانی از مادر چنین است: «مادر عزیزم؛ تمام زحمت‎هایی را که برایم تحمل کردی در جلوی چشمانم است. چندین ساعت دنبال کار مدرسه ما بودی. چه شب‎ها که نخوابیدی و هر وقت چیزی اراده کردیم سریع آماده می‎کردی. در دنیا مادر نمونه بودی.»


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری



گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه