آخرین اخبار:
کد خبر : ۴۵۶۸۶۰
۱۳:۴۱

۱۳۹۸/۰۳/۲۰
سیری در کلام شهید «مصطفی قدیریان پورهدشی»؛

هرکس خواستار من است باید خواهان امام من هم باشد

هرکس در این مجلس گرد آمده از فامیل دوست آشنا و غریبه بی‌رودروایسی می‌گویم؛ هرکس خواستارمن است باید خواهان امام من هم باشد.
نویسنده :
اباذری



هرکس خواستار من است باید خواهان امام من هم باشد

نوید شاهد البرز؛ شهید مصطفی «قدیریان پورهدشی» بيست و هشتم مرداد1346 ، در شهرستان تهران ديده به جهان گشود. پدرش محمد تقي، راننده بيمارستان بود و مادرش سكینه نام داشت. تا پايان دوره راهنمايي درس خواند. از سوي بسيج در جبهه حضور يافت. بيستم خرداد1362 ، در فكه توسط نيروهاي عراقي با اصابت تركش به كمر و پا، شهيد شد. پیكر وي را در بهشت زهراي زادگاهش به خاك سپردند.

متن کامل وصیت نامه شهید «مصطفی قدیریان پورهدشی» را در ادامه می خوانید:

به‌نام خداوند بخشنده مهربان

به نام الله هستی بخش روح الله

من در این وصیت‌نامه از کلمه‌های معنوی استفاده نمی‌کنم چون خدای نکرده باعث ریا می‌شوم پس این وصیت‎نامه را ساده می‌نویسم. با درود به رزمندگان کفرستیز و باسلام به شهیدان انقلاب اسلامی ایران مخصوصا این شهیدان زنده و با سلام به منجی بشریت ابراهیم دوران بت شکن زمان خمینی و با سلام به خدمت تمام اعضای خانواده مخصوصا پدر و مادر عزیزم گرامی‌ام گفته‎ام را شروع می‌کنم.

پس از عرض سلام خدمت تمام اعضای فامیل اول اینکه ازتمام شما عذرمی‎خواهم که احیانا از دست من ناراحتی برای شما پیش آمده و یا اگرمن بی‎دلیل به کسی پرخاش کرده‌ام. ان‌شاالله که مرا می‌بخشید و خلاصه مرا حلال کنید که شاید اگرخداوند گناهان مرا بخشید و لیاقت داشتم که مانند امامانم به درجه شهادت نائل آیم و راهی بهشت موعود شوم و آقایم امام زمان مهدی صاحب زمان را زیارت کنم.

در بهشت برادران کاظم هوشمند سید کاظم ساروق فرمانی و سید ابراهیم طوفانی و دیگر شهیدان جنگ دم درب دروازه بهشت منتظر ما هستند ما می‎رویم و سلام شما به بهشتی و باهنر و رجایی و دیگرشهیدان می‌رسانیم.

زنده آن است که نامش به نکوئی ببرند * مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند

من درست نمی‌دانم که یکی از این دو هستم ولی امیدوارم دومی نباشم. جهاد من به این راه پا گذاشتم و تا آخر ایستاده‌ام و هیچ‌وقت هم ازاین راه برنخواهم گشت تا به مقصد و مقصود خویش برسم.

من برای این به این راه پا گذاشتم چون این راه را شناختم من دنبال راهی می‌گذشتم که آخر به بهشت موعود ختم شود. جایی که امامان و انبیا در آنجا منتظر مسافرین از راه رسیده کربلا هستند.

ای پدر، تو همیشه می‌گفتی: هرچیزی که دوست داری و راهی و کاری را که دوست داری پیش بگیر. من هم راهم را شناختم و در این راه گام نهادم.

ای پدر و مادر عزیزم، پس ازرفتن من به جبهه و ازدست دادن من ناراحت نباشید چرا که ما زنده‌ایم البته در آن دنیا و در آخرت که به‌ ما وعده داده بودند. هرکس در این مجلس گرد آمده از فامیل دوست آشنا و غریبه بی‌رودروایسی می‌گویم؛ هرکس خواستارمن است باید خواهان امام من هم باشد.

در غیراین‌صورت من راضی نیستم حتی یک نفر از شما در مجلس عزاداری من شرکت کنید و دیگر اینکه برای مجلس عزاداری هیچ‌کس حتی مادرم مشکی به تن نکند و دیگر در سر مزار من و بقیه شهدای اسلام گریه و شیون و زاری نکنید چون ما زنده هستیم و فقط این جسم ما هست که حرکت نمی‌کند ولی روح ما همه جا آزاد است و همه جا سرکشی می‌کند پس توصیه می‌کنم که ازانقلاب پشتیبانی کنید و امام را فراموش نکنید و دنباله رو راه انبیا و دنباله رو راه شهیدان باشید.

ما این انقلاب را مفت و مجانی به دست نیاورده‌ایم. این انقلاب با از دست دادن 70 هزار شهید معلول آبیاری شده بازیچه دست یکسری از مردم بی‌فکر قرارگرفته که ازاسلام هیچ چیز نمی‎دانند پس شما با در صحنه بودن و یاری امام عزیزمان مشت محکمی به دهان این منافقین و یاوه گویان بزنید و نگذارید که خون این شهیدان پایمال شود.

من مجدداً از تمام افراد فامیل که احیاناً ازمن ناراحتی برای آنان پیش آمده و ازمن رنجیده‌اند، می‌خواهم مرا عفو کنند و پدرم را حلال کند و مادرم هم شیرش را برمن حلال کند.

دیگر عرضی ندارم و مرا می‌بخشید که سر شما را درد آوردم.

والسلام علیکم و رحمت ا...و برکاته

ششم بهمن ماه 1361، مصطفی قدیریان


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه