آخرین اخبار:
کد خبر : ۳۹۷۵۶۱
۱۳:۵۷

۱۳۹۵/۱۱/۲۱
مادر من برای روزهای سخت تربیت شده‌ام.

زندگينامه و خاطرات ارتشي شهيد نادر عظیمی وزیری

همه‌ی خصلت‌های خوب را در خود جمع کرده بود، آرام و متین بود و در کمال دلسوزی به خدمت به همنوعان عشق می‌ورزید، فرزند ارشد خانواده بود


ستواندوم شهید نادر عظیمی وزیری

نويد شاهد كردستان:

   همه‌ی خصلت‌های خوب را در خود جمع کرده بود، آرام و متین بود و در کمال دلسوزی به خدمت به همنوعان عشق می‌ورزید، فرزند ارشد خانواده بود و برای پدر و مادرش احترام خاصی قایل می‌شد. در سال 1333 در شهر مرزی مریوان در خانواده‌ای فرهنگی و معتقد به اصول و اعتقادات دینی و مذهبی دیده به جهان هستی گشود. پدرش محمدعلی، فرهنگی بود و در آموزش و پرورش خدمت می‌کرد و مادرش کبری خانه‌دار بود. با سپری شدن ایام طفولیت و رسیدن به سن هفت سالگی با نقل مکان به شهر سنندج در دبستان بدر سنندج تحصیلات ابتدایی را به پایان رسانید. با اتمام دوره‌ی تحصیلات مقدماتی، پدرش به تهران منتقل شد. نادر مقطع دبیرستان را در مدرسه‌ی دارالفنون آغاز کرد و موفق به اخذ دیپلم گردید. در همان سال برای گذراندن دوره‌ی خلبانی در نیروی هوایی پذیرفته شد. چندماهی آموزش دوره خلبانی را پشت سر گذاشته بود که پدرش خواب می‌بیند و در عالم خواب یکی از اولیای خدا از او می‌خواهد تا مانع از ادامه‌ی حضور فرزندش در نیروی هوایی گردد و براساس همان خواب، پدرش با ادامه‌ی فعالیت او در نیروی هوایی مخالفت می‌کند. با خروج از نیرویی هوایی ارتش، لباس سربازی به تن کرد و برای گذراندن خدمت سربازی به پادگان آموزشی جلدیان اعزام گردید. در سال 1354 در آزمون دانشگاه افسری شرکت کرد و به آن دانشگاه راه یافت. دوره‌ی تحصیل در دانشگاه افسری را با موفقیت به اتمام رسانید. همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 با درجه ستوان دومی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و پس از فراغت از تحصیل دوره‌ی آموزش مقدماتی پیاده را در مرکز آموزشی پیاده‌ی شیراز گذراند و با اتمام دوره‌ی آموزش پیاده‌ اردیبهشت ماه سال 1358 به عنوان فرمانده‌ی گروهان در تیپ 3 لشکر 28 پیاده‌ی کردستان کار خود را آغاز نمود.  پس از مدتی خدمت در سمت فرماندهی گروهان، با توجه به لیاقت و شایستگی که از خود نشان داد، برای آموزش در دوره‌ی نیروهای ویژه‌ی هوا برد برگزیده شد و در لشکر 23 هوابرد فعلی سازماندهی شد و از طریق همین لشکر به کرمانشاه (اردوگاه خضرزنده) اعزام گردید و سرانجام در اجرای مأموریتی که برای دفع توطئه‌ی اشرار مسلح به منطقه‌ی بیجار و تکاب اعزام شده بود بر اثر انفجار مین و انهدام خودرو حامل وی در بیست و ششم سال 1359 به مقام رفیع شهادت نائل گردید و پیکر پاکش در سن بیست و شش سالگی در تپه‌ی شیخ سلام سنندج به خاک سپرده شد.

من برای روزهای سخت تربیت شده‌ام

سال‌های اول انقلاب که گروهک‌ها در منطقه حضور داشتند. در سنندج سکونت داشتیم، پسرم نادر افسر ارتش بود، قدش بلند بود وقتی که لباس نظامی به تن می‌کرد، بسیار برازنده‌اش بود و من همواره به وجودش افتخار می‌کردم و از سویی همیشه خطر او را تهدید می‌کرد و از این بابت نگرانش بودم. فراموش نمی‌کنم، روزی که می‌خواستیم برای او به خواستگاری برویم ناخواسته دلم گرفت و نتوانستم خود را کنترل کنم و اشک‌هایم سرازیر شد و به او گفتم دوست دارم استعفا بدهی و شغل دیگری را انتخاب کنی و در این شرایط سخت کردستان تحمل دوری تو را ندارم، با شنیدن سخنان من، مقداری مرا دلداری داد و گفت: مادر من برای روزهای سخت تربیت شده‌ام.

(سرکار خانم کبری نیکجو مادر شهید)

 


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه