آخرین اخبار:
کد خبر : ۳۹۴۰۸۲
۱۶:۴۸

۱۳۹۵/۰۹/۰۹

نگاهي به زندگي شهيد لطف الله خانپور

با آغاز جنگ تحمیلی در سی و یکم شهریورماه سال 1359 جزء اولین کسانی بود که به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شد و در جبهه‌های مختلف در دفاع از میهن اسلامی و ایستادگی و مقاومت در مقابل ارتش رژیم بعث عراق انجام وظیفه کرد ....


استواریکم شهید لطف‌الله خان‌پور

میان خانواده‌ای متدین در روستای بیساران از توابع ژاورود سنندج متولد شد. پدرش فتح‌الله و مادرش ملیحه نام داشت. در کانون گرم خانواده و تحت تربیت پدری مؤمن و مادری پاک دامن رشد و نمو یافت، در همان دوران کودکی، به همراه خانواده به شهر سنندج مهاجرت کرد، پدرش کاسب بود و با اندک درآمدی که داشت با عزت نفس و روحیه‌ی قناعت زندگی را اداره می‌کرد و مادرش خانه‌دار بود. با رسیدن به سن تحصیل راهی مدرسه شد و تحصیلات ابتدایی را با اخذ مدرک ششم نظام قدیم به پایان رسانید و در همان سال‌ها با حضور در کلاس‌های قرآن- که در ایام تعطیل در مسجد محل برگزار می‌شد- روخوانی قرآن را فرا گرفت. در سال 1350، در سن شانزده سالگی، که پس از یکسال تحصیل در مقطع متوسطه، ترک تحصیل کرد و به استخدام ارتش درآمد. سال 1355 به امر مقدس ازدواج اقدام نمود و زندگی جدیدی برای خود سامان بخشید، با آغاز جنگ تحمیلی در سی و یکم شهریورماه سال 1359 جزء اولین کسانی بود که به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شد و در جبهه‌های مختلف در دفاع از میهن اسلامی و ایستادگی و مقاومت در مقابل ارتش رژیم بعث عراق انجام وظیفه کرد و پس از سال‌ها حضور در جبهه و شرکت در چندین عملیات، در حالی که ثمره‌ی زندگی‌اش دو فرزند پسر و دو دختر بود، در بیست وهشتم دی ماه سال یکهزار و سیصد و شصت و چهار در منطقه‌ی عملیاتی جنوب کوشک، سینه‌اش سپر ترکش گلوله توپ دشمن قرار گرفت و عاشقانه در چهلمین بهار عمرش شهادت را در آغوش کشید و پیکر پاکش در گلزار شهدای بهشت محمدی سنندج به خاک سپرده شد.

 «قربانی در راه خدا»

به امام خمینی (ره) عشق می‌ورزید، همواره می‌گفت: این سید بزرگوار، اولاد پیغمبر است و همه باید قدر او را بدانیم، باید شکرگذار خدا باشیم که چنین نعمت بزرگی را به ملت ایران ارزانی داشته است. از آغاز جنگ تحمیلی، مدام در جبهه بود، شب قبل از شهادت پسرم در خواب دیدم که در راه خدا گوسفندی را قربانی کرده‌ام، اما به جای آن که گوسفند را از ناحیه‌ی سر و گردن ذبح کنند، از ناحیه‌ی شکم ذبح کرده بودند و خون از بدن حیوان جاری بود، من در عالم خواب، این امر برایم بسیار عجیب بود. صبح آن شب، خبر شهادت فرزندم را شنیدم و بعدها دیدم از ناحیه پهلوی راست و سینه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسیده بود.

(آقای حاج فتح الله‌خان‌پور پدر شهید)


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه