در ژانر رمان كوتاه
«پرواز ناتمام» به بازار كتاب رسيد
رمان «پرواز ناتمام» به قلم بيژن كيا، درباره سروان عليرضا شيرازي از افسران عالي رتبه نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران تاليف شده، اين اثر از سوي بنياد شهيد و امور ايثارگران استان فارس و نشر شاهد چاپ و روانه بازار كتاب شده است.


به گزارش خبرنگار نويد شاهد «پرواز ناتمام» كه شرحي است ازماجراي غيورمردي از نيروي هوايي كه با ذكاوت و درايت خود توانست نقاط ضعف سيستم دفاع هوايي را شناسايي كند و براي تهيه تجهيزات لازم به مأموريت خارج از كشور رفته و در آنجا با سختي هاي بي شمار تلاش مي كند تا تجهيزات مورد نظر را تأمين كند، اما به موانع و حوادث خواندني برمي خورد.
اين اثر در سه بخش با عنوان هاي «جنگ»،«مقاومت» و«صلح» و 10 فصل كه «باغ هاي شيشه اي»، «باران تلخ»، «شيرازي ها»، «زافرون»، «سرباز و فرشته ها»، «پينوكيو و زيباي خفته»، «مرواريد سرخ»، «كلاغ هاي اردوگاه»، «معجزه در شيراز»، «زافرون» و «مصاحبه» عنوان فصل هاي اين اثراند.
در بخشي از اين كتاب آمده است: «عادل نفسي عميق كشيد و گفت: «نمي شه» بايد بشه. به خدا توجه كن، الا بذكرالله تطمئن القلوب. سرگرد سرش را به عقب تكيه داد و چشمانش را بست.عادل زير لب با خودش حرف مي زد.سرگرد با چشمان بسته تا بي نهايت سياهي مي ديد و صداي موتور هواپيما را در زمينه ي صحبت هاي بي سرو ته عادل و غرش موتورهوايپما كلافه اش كرده بود. وقتي هواپيما از حركت ايستاد، عادل هم ديگر ساكت شده بود. ناگهان چند انفجار كوبنده همه جا را لرزاند. چراغ هاي داخل هواپيما خاموش و روشن شدند و چند نفر جيغ كشيدند. همه به سرعت از هواپيما پياده شدند. چند هواپيماي شكاري با سرعت از بالاي سرشان گذشتند. سرگرد مسير حركتشان را بانگاه دنبال مي كرد.جنگنده ها پشت ابري سياه و قارچ مانند ناپديد شدند. كسي دست سرگرد را فشار مي داد.
چيه؟ها؟چي شده؟
چشم باز كرد، اما هنوز گيج بود. عادل كه هنوز بازوي سرگرد را در دست داشت خنديد و گفت: «رسيديم.خوش به حالت»...
«پرواز ناتمام» در قطع رقعي، 320 صفحه با شمارگان دو هزار نسخه و به قيمت 55 هزار ريال از سوي نشر شاهد به همكاري بنياد شهيد و امور ايثارگران استان فارس منتشر و روانه بازار كتاب شده است.