آخرین اخبار:
کد خبر : ۳۳۰۹۵۷
۰۰:۰۰

۱۳۹۰/۱۰/۱۸
گزيده اي ازسخنراني منتشرنشده حجت الاسلام رفيعي درحسينيه امام خميني(ره):

پنج ويژگي رزمندگان ولايتمدار

وهن در زندگي يك مجاهد نيست، دوم؛ ضعف در زندگي اش نيست، و سوم؛ استكانت در زندگي اش جاي ندارد، تفاوت اين سه نكته در كجاست؟



شب عباس
شب تاسوعاي حسيني متعلق به عبد صالح خدا قمر بني هاشم اباالفضل العباس(ع) است. گرچه عباس(ع) از آخرين شهداي كربلاست كه عصر عاشورا به شهادت رسيده است؛ اما به واسطه نقش كليدي و جايگاه و عظمت رفيعي كه در كربلا دارد يك شب و يك روز به منظور بزرگداشت اين شخصيت بزرگوار اختصاص يافته است. عباس كسي است كه مدح و ثناي او را در كلام معصومين عليهم السلام بايد يافت.

ابوحمزه ثمالي و قمربني هاشم
اگر هيچ سند و مدرك تاريخي نداشتيم، همين زيارتنامه اي كه امام صادق(ع) به ابوحمزه ثمالي تعليم فرمود براي شناختن اين قهرمان كربلا كافي بود؛ زيارتنامه اي كه امام صادق(ع) در آنجا به دو شكل عباس(ع) را توصيف كرده است. ابتدا صفات ايجابي؛ كه مي فرمايد: «عباس جان شهادت مي دهم تسليم امامت بودي ،وفادار و خيرخواه امامت بودي، عباس جان شهادت مي دهم با بصيرت و آگاهي راهت را انتخاب كردي. » اين يك دسته از اوصاف است، دسته دوم كه بحث صفات سلبي است، صفاتي كه در عباس نبود و در هركسي باشد نشانه ضعف و كم ايماني و كم بصيرتي است؛ چنانچه فرمود: «عموجان شهادت مي دهم وهن و سستي و ضعف در تو نبود.»

با صفات عباس در آل عمران
من آيه اي از قرآن را مطرح مي كنم كه فكر مي كنم اين فراز زيارتنامه از اين آيه گرفته و اين آيه خوب منطبق مي شود بر ياران امام حسين(ع) و شهداي كربلا به ويژه اباالفضل العباس(ع). اين آيه در حال و هواي جنگ احد نازل شده؛ در آن حال و هوايي كه عده اي فرار كردند و رسول خدا(ص) را در شيار كوه احد تنها گذاشتند، سوره آل عمران آيات ۱۴۶، ۱۴۷ و ۱۴۸ كه يكي از آنها مورد بحث ماست. نخستين آيه صفات رزمندگان را معرفي كرده است تا بدانيم يك پاسدار ولايت، يك رزمنده و كسي كه درد دين دارد ويژ گي هايش چيست؟

آيه دوم دعاي رزمندگان را مطرح مي نمايد. يك پاسدار دين دعايش بايد چگونه باشد؟ و آيه سوم پاسخ خدا را به چنين رزمندگان و مجاهداني مطرح نموده است. اين آيه در حال و هواي احد به كساني كه فراركردند، سستي ورزيدند و به جنگ پشت كردند خطاب مي كند: وَ كَأيِّن مِن نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثيرٌ فَماوَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ ماضَعُفُوا وَ مَااسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرينَ. گويي خطاب امام صادق(ع) به حضرت عباس(ع) را در اين آيه مي توان يافت: «فَماوَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ ماضَعُفُوا وَ مَااسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرينَ»

پنج ويژگي رزمنده ولايت مدار
بر اين اساس رزمندگان جبهه پيروان انبيا، مبارزان مدافع ولايت، پنج ويژگي دارند:
۱- با خدا و غرق در خدا هستند.
۲- صبور و بردبارند (اين دو، مورد بحث ما نيست)

و سه ويژگي اينها سلبي است:
يعني خداوند در اين آيه اول مي فرمايد: «فَماوَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ ماضَعُفُوا وَ مَااسْتَكانُوا» وهن در زندگي يك مجاهد نيست، دوم؛ ضعف در زندگي اش نيست، و سوم؛ استكانت در زندگي اش جاي ندارد، تفاوت اين سه نكته در كجاست؟ وهن يعني ضعف اراده و تصميم گيري و عزم از يك سو و ضعف جسمي؛ سست بودن جسمي از سوي ديگر و استكانت يعني كرنش و خضوع در مقابل دشمن. بعضي از مفسرين ذيل اين آيه نوشته اند: اين مثلث سه ضلعي عامل سقوط است. وهن و ضعف و استكانت يعني سستي اراده و جسم و كرنش و خضوع در مقابل دشمن، كوتاه آمدن در مقابل دشمن. «فَماوَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ».
لذا رزمندگان، مجاهدان و شجاعان عزم قوي دارند هيچ گاه در مقابل دشمن از خودشان ضعف اراده نشان نمي دهند. چون اراده شان قوي است؛ ضعف جسمي هم ندارند.

انت حي لاتنصره!
دست بايد محكم باشد تا ۴هزار آدم را از كنار شريعه فراري بدهد، اين بدن محكم است! اما اين بدن قوي از درون قوي و شديد حاصل آمده است يعني عزم محكم است. مشكلي كه الان در جامعه داريم همين است. يك نگاهي به اين صحنه كربلا كنيد، فكر مي كنيد اينهايي كه نيامدند نمي دانستند پسر زهرا(س) را بايد ياري كرد؟ اميرالمومنين(ع) دست گذاشت روي شانه امام حسين(ع)، براء بن عاذب هم ايستاده بود. مي گويد امام علي(ع) به من فرمود: اي براء اين حسين من است «يقتل بارض بابل» در سرزمين كربلا كشته مي شود «و انت حي لاتنصره» تو در آن روز زنده هستي و ياري اش نمي كني، عجيب است. اصلا بعضي از اينها در مسير خودشان به امام حسين(ع) گفتند ما از جدت شنيديم كه فرمود تو شهيد مي شوي، حتي بعضي گفتند از جدت شنيديم كه فرمود هركس حاضر باشد و صداي حسين من را بشنود و ياري اش نكند؛ عذاب در انتظارش است.
يا شخصي به نام «هرثمه» مي گويد: من در صفين با امام علي(ع) بودم، وقتي از صفين برمي گشتيم، رسيديم به سرزميني كه نامش كربلاست. ديدم آقا پياده شد مقداري از خاك را برداشت و بوييد و بوسيد و فرمود: خوشا به تو اي خاك، رجالي از روي تو برمي خيزد. بدون حساب وارد بهشت مي شوند در حالي كه امام حسين(ع) هم آنجا ايستاده بود.

آقا به او فرمود «صبرا يا اباعبدالله(ع)» حسينم آن روز صبور باش همين آقا در لشكر عمر سعد بوده. در ايام محرم خودش آمد خدمت حضرت امام حسين(ع) گفت: يا بن رسول الله! من در همين سرزمين از پدرت اميرالمومنين(ع) شنيدم درباره شما اين طور فرمود و من آن روز آن حرف را بزرگ شمردم و تمسخر كردم. گفتم مگر مي شود يك كسي آينده نگري كنداما امروز نتيجه آن را مي بينم. يابن رسول الله! پدر شما خبر داد كساني كه اينجا كنار شما كشته شوند بدون حساب به بهشت مي روند. پدر شما فرمود در گذشته و آينده نظير ندارند.

امام حسين(ع) به او فرمود: «انت معنا او علينا» حالا تو با ما يا با دشمن ما هستي؟ گفت: «لا لك و لا عليك» من نه با شما و نه با دشمن شما هستم! «لي اولاد صغار» من بچه هاي كوچك دارم، مي روم كوفه از زن و بچه ام محافظت كنم.

متاسفانه افراد متعدد اين جواب را به امام حسين(ع) دادند. اين وهن و سستي است.

آل عقيل؛ پسران ام البنين
شب عاشورا امام حسين(ع) به فرزندان عقيل فرمود: همه تان برويد شما يك آقايي مثل مسلم داده ايد ديگر بس است. من همين را از شما پذيرفتم. آل عقيل بالغ بر ده شهيد در كربلا داشتند. آقا به همه فرمود كه برويد ولي به بعضي ها خصوصي فرمود به مجموعه تان برگرديد من بيعتم را از شما برداشتم كه اشك در چشمان بچه هاي عقيل حلقه زد و رو كردند به اباعبدالله(ع) و گفتند: به خدا از اين صحرا نمي رويم تا شهادت و جان دادن ما را شما ببيني. تا اراده قوي است، خبري از ضعف در جسم نيست تا اراده قوي است خبري از استكانت و كرنش در برابر دشمن نيست.

پسران ام البنين! همه صغير بودند وقتي امير المومنين به شهادت رسيد. بعضي هايشان فقط شيرخواره بودند بابا را ديدند. در كربلا يكي از برادران عباس فقط ۲۱ سالش است در زمان امام علي(ع) دو، سه سال داشته. بزرگ اينها اباالفضل(ع) است كه زمان امام علي(ع) ۱۶ سال داشته است. ام البنين اينها را يتيم بزرگ كرده و فرستاده كربلا.

صبح عاشورا عباس سه برادرش را جمع كرد و گفت: بچه هاي مادر من جلو برويد مقابل دشمن، حتي اراكم قتيلا و نصحتم لله و لرسوله. من مي خواهم جان دادن شما را ببينم و ياري كردن شما را به پسر فاطمه(س) خودم ببينم و شاهد باشم.

دوري از سه ضلع شوم
اين مثلث سه ضلعي را در زندگي مان دور كنيم. خدا مي فرمايد: اگر كسي سه ويژگي يعني ضعف اراده، ضعف قوا و كرنش در برابر دشمن را از خودش دور كرد و صبوري كرد و با خدا بود ما ثواب دنيا و آخرت را به او مي دهيم و دستش را مي گيريم و رهايش نمي كنيم. حالا اينها را مي دانيم. اما نمي دانيم چرا اراده ها ضعيف است؟ چرا بعضي در مقابل دشمن كرنش مي كنند(!) عبيدالله بن عباس شب در ركاب امام حسين(ع) است و صبح به معاويه پيوسته؟ چرا بعضي ها مثل شبث بن ربعي هم در سپاه امام حسين(ع) پيدايش مي شود هم در سپاه مختار، هم در سپاه مصعب بن زبير؟ چقدر اين آدم ملعون است؟ اينها سه جبهه جداست، سه زاويه جداست، چرا بعضي اراده و عزمشان ضعيف مي شود؟

ضعف بينش؛ تعلقات
اين سوال دو پاسخ دارد:
۱- ضعف بينش، ضعف آگاهي
۲- تعلقات، وابستگي ها
البته به نظر من دومي بيشتر است. اما بعضي از اوقات ضعف هاي اراده به اين مي رسد كه آدم آگاهي اش كامل نيست. اگر كسي بداند وقتي چشمش را بر روي نامحرم ببندد چه مي شود هيچ وقت به نامحرم نگاه نمي كند. اباعبدالله(ع) يك نامه اي در روز ششم محرم نوشته است جالب است. ايشان ۳ نامه به محمد حنفيه دارد؛ يكي در مدينه است كه وصيتنامه اش است، دومي از مكه است، سومي را ششم محرم به محمد حنفيه نوشته است. يقينا اين نامه قبل از روز عاشورا به محمد حنفيه نمي رسيده است. پس چرا نوشته شده است؟ نامه يك سطر است.

بسم الله الرحمن الرحيم
مِن حسين بن علي الي اخيه؛ اين نامه از حسين(ع) است به برادرش محمد حنفيه و تمام كساني كه در مدينه از بني هاشم هستند كأنّ الدّنيا لم تكن و كأنّ الاخره لم تزل والسلام

دو تا كلمه است! مردم، مثل اينكه دنيا اصلاً وجود نداشته است و آخرت هميشگي و دائم بوده و هست.

برتري جو و مفسد نباشيد
امير المومنين(ع) مي آيد و در بازار كوفه مي ايستد گاهي اشك مي ريخت، گريه مي كرد و مي فرمود: «تلك الدار الاخره نجعلها للذين لايريدون علوّا في الارض و لافساداً» اين آيه بايد نصب العين همه مسئولين نظام ما باشد. در آخرت عاقبت به خيري براي كسي است كه دو ويژگي دارد:
۱- متكبر و به دنبال علو نباشد
۲- اهل فساد نباشد.
اگر مي خواهيد عزمتان را قوي كنيد:
۱- بينشتان را قوي كنيد.
۲- تعلقات را پايين بياوريد. اگر تعلقات و وابستگي ها كم شد انسان راحت مي تواند عزم و اراده را قوي كند.

پس آيه ۱۴۶ آل عمران ۵ ويژگي براي رزمنده ها بيان داشت:
۱- خدايي بودن
۲- صبور بودن
۳- عزم قوي داشتن
۴- ضعف نداشتن
۵- كرنش در مقابل دشمن نكردن
و مي گويد مي داني رزمنده ها بعدش چه دعايي دارند؟

مي داني اين آدم هايي كه قوي اند شجاع اند، صبورند و غرق در خدايند دعايشان چيست؟ «وما كان قولهم الا ان قالو ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا في امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين» اسم اين دعا را من مي گذارم دعاي رزمندگان.

اين آدم هايي كه اينطورند دعايشان اين است: خدا ما را ببخش، خدايا ما را استوار كن، خدايا ما را پيروز كن. بعد مي دانيد خدا چه مي گويد؟ آخرش خوش است. آيه ۱۴۸ را هم ببينيد مي گويد: آنهايي كه اين ويژگي ها را دارند اين دعا را هم مي خوانند ما دو ثواب به آنها مي دهيم: «ثواب الدنيا و ثواب الاخره» هم در دنيا دستشان را مي گيريم، هم درآخرت.
عباس(ع) عبد صالح خدا مصداق اين آيه بود، تمام وجود علمدار كربلا اطاعت و پيروي محض از امامش است.

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه