آخرین اخبار:
کد خبر : ۳۲۳۱۷۹
۰۰:۰۰

۱۳۹۱/۰۷/۰۴
ويژه هفته دفاع مقدس(8):

حصر سوسنگرد با تدبير مقام معظم رهبري و پايداري رزمنده ها شكسته شد

نويد شاهد:مسئول عمليات شهر سوسنگرد در زمان حصر اين شهر گفت: طي سه روز حصر سوسنگرداتفاقات بسياري در داخل شهر افتاد كه متاسفانه هميشه اين قضيه از بيرون ديده مي شود و كسي به اتفاقات داخلي آن توجه نمي كند اين اتفاقات غريب و مظلوم واقع شده است اين سيصد نفر مردانه جنگيدند و اجازه ندادند كه دشمن به شهر نفوذ كند نهايتا با تدبير بي بديل مقام معظم رهبري و پايداري رزمنده ها اين حصر شكسته شد.




سرتيپ بازنشسته پاسدار دكترصادق حيدرخاني يكي از مسئولين اصلي وقت سپاه در جبهه سوسنگرد در گفتگو با خبرنگار نويد شاهد اظهار داشت:سال 59 من مسئول عمليات شهر سوسنگرد بودم. دشمن از 16 آبان حمله را تشديد كرده بود و از روز 23 آبان من و 300 نفر از بچه ها در محاصره بوديم بيشتر اين بچه ها اهل تبريز بودند كه سه شبانه روز مقاومت كردند موضوع مهم شده بود با آيت الله مدني تماس گرفتيم اينها به امام گزارش دادند از آن طرف جلسه شوراي عالي دفاع تشكيل شد آن زمان مقام معظم رهبري نماينده امام در شوراي عالي دفاع بودند ايشان آمدند اهواز توافق شده بود كه آنجا براي كمك به رزمنده هاي داخل سوسنگرد عملياتي انجام شود كه آنجا بني صدر مخالفت كرد و اجازه نداد. آنجا مقام معظم رهبري با دفتر آقاي اشراقي تماس مي گيرند و مي گويند قرارهايي كه گذاشته شده همكاري نمي شود آنجا امام دستور مي دهند تا فردا حصر سوسنگرد شكسته شود اينجا بود كه بچه هاي تيپ و سپاه و بسيج و عشاير و گروه جنگ هاي نا منظم به فرماندهي شهيد چمران وارد كار شدند.

وي افزود:طي اين سه روز اتفاقات بسياري در داخل شهر افتاد كه متاسفانه هميشه اين قضيه از بيرون ديده مي شود و كسي به اتفاقات داخلي آن توجه نمي كند اين اتفاقات غريب و مظلوم واقع شده است اين سيصد نفر مردانه جنگيدند و اجازه ندادند كه دشمن به شهر نفوذ كند نهايتا با تدبير بي بديل مقام معظم رهبري و پايداري رزمنده ها اين حصر شكسته شد.

دكتر حيدر خاني تاكيد كرد:در حقيقت گفتن آزاد سازي سوسنگرد جمله غلطي است كه اين يعني نفي حضور و مقاومت رزمنده ها داخل شهر سوسنگرد. در واقع شهر كه به دست دشمن نيفتاده بود كه نياز به آزاد سازي داشته باشد.

وي خاطر نشان كردكرد:زماني كه محاصره بوديم كار سازماندهي محور ها بر عهده من بود. براي اينكه جاده سقوط نكند، 20 نفر از نيروها را به روستاي ابو حميظه اعزام كردم تا در حمله دشمن تاخير ايجاد كنند. نيروهاي تبريز هم كه در دهلاويه بودند به داخل شهر آورديم و به گروههاي 9 نفره تقسيم كرديم و اسلحه و مهماتي كه مانده بود بين آنها تقسيم شد و دور تا دور شهر مستقرشان كرديم اين گروهها از روز 24 آبان ساعت 2 صبح تا روز 25 آبان ساعت 4 صبح تا آخرين نفر با براي حفظ شهر مقاومت كردند. از صبح 25 آبان تا ظهر روز بعد دشمن با تانك بود و بچه هاي ما با تن دفاع مي كردند دشمن با تير مستقيم تانك ساختمانها و بچه ها را مورد هدف قرار مي داد.

اين فرمانده سپاه اذعان داشت:من با معاونم شهيد تجلايي داخل شهر بودم ومجروح شده بوديم مسجد شهر به بيمارستان و مقر فرماندهي تبديل شده بود من از آنجا جنگ را مديريت مي كردم. مجروح بودم آن موقع بيسيم هم نبود. امكانات نداشتيم من هم از بچه هايي كه مجروح شده بودند و به عقب برمي گشتند گزارشات را مي گرفتم و طبق همان گفته ها دستورات لازم را به معاونم مي دادم در واقع اطلاعات به صورت سينه به سينه انتقال مي يافت.

وي در پايان خاطره اي از شكست حصر آبادان گفت:زماني كه شهيد تجلايي به داخل شهر آمده بود به خاطر آن اخلاص و روحيه اي كه داشت بچه ها روحيه تازه اي گرفته بودند و در واقع به آنها انتقال مي يافت ما هر دو با هم مجروح شده بوديم . او از ناحيه كمر مجروح شده بود و موقع حركت اذيت مي شد اما به كار خود ادامه مي داد حتي يادم مي آيد با آن حال با يك ماشيني كه پنچر شده بود زير رگبار گلوله حركت مي كرد و مهمات مي آورد در واقع اين شهيد نقش كليدي در شكست حصر سوسنگرد داشت.
انتهاي پيام/ز

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه