آخرین اخبار:
کد خبر : ۳۱۵۶۴۸
۰۶:۰۹

۱۳۹۰/۰۶/۲۳

دانستيم آن شب…

نویسنده :
مختار عباسي



دانستيم آن شب…
مختار عباسي

دانستم آن شب دانش دريا شدن را
مفهوم رويش، منطق افرا شدن را
در دشت آتش، زير باران منور
شب جار مي زد وعده ي فردا شدن را
در دشت خون اي كاش مي بودي ببيني
رقص جنون، بي دست و سر، بي پا شدن را
بوديم در بود و نبود خويش نابود
آموختيم، آموزه بودا شدن را
شايد كه بخل آسمان، حالا به هر حال
از دست دادم فرصت زيبا شدن را
حالا غروب و جاده اي متروك و يك مرد
سر مي دهد خوش شروه ي تنها شدن را
منبع: كتاب پيوست بهار(مجموعه شعر مقاومت استان بوشهر)، به كوشش: حيدر منصوري، ص105

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه