بانك سوژه ايثارو شهادت(29)
ملاقات خدا
نويد شاهد:مادر يكي از سربازها در حالي كه كودك شيرخواره اي در آغوش دارد، براي ملاقات با فرزند سربازش راهي پادگان مي شود. او نزديك درب دژباني در انتظار پسرش مي ماند تا بيايد و او را ببيند.


مادر يكي از سربازها در حالي كه كودك شيرخواره اي در آغوش دارد، براي ملاقات با فرزند سربازش راهي پادگان مي شود. او نزديك درب دژباني در انتظار پسرش مي ماند تا بيايد و او را ببيند اين زن حق ورود به پادگان را ندارد
پسر او به شوق ديدن مادر، در حال رفتن به سمت در است كه ناگهان بمباران هوايي دشمن شروع مي شود.
تعدادي از رزمنده ها به شهادت مي رسند. در همين حال، بمبي در نزديكي درب دژباني منفجر مي شود و آن زن و كودك شير خوارش به شهادت مي رسند.
همه از اين حادثه به شدت متاثر مي شوند و نمي دانند چگونه موضوع را با پسر آن زن در ميان بگذارند.
در همان هياهو پسر جلوي در پادگان مي رسد و با ديدن اين منظره به شدت متاثر مي شود و...
انتهاي پيام/ز