مسجد سرود مقاومت سر داده بود/مشهد در سوگ 2000 شهيد حجاب


به گزارش خبرنگار نويد شاهد ،رضاخان كه با زور سر نيزه و با حمايت بيگانگان به قدرت رسيد ، طرح اسلام زدايي را به اجرا گذاشت . در سال 1314 خورشيدي هنگامي كه قانون تغيير لباس و استفاده از كلاه بينالمللي «شاپو» با خشونت و اعمال زور به اجرا درآمد و زمزمههاي حجابزدايي از طرف مقامات مملكتي در جشنها و سخنرانيها مطرح گرديد، رهبران روحاني كه با اين تغييرات مخالف بودند طي سخنرانيهايي براي مردم، از آنان خواستند كه با جمع شدن و تظاهرات در برابر اين تجاوزها ابراز مخالفت نمايند.
منزل آيت الله يونس اردبيلي محل ديدار و پايگاه مقاومت اكثريت علما و مدرسين درجه اول حوزه علميه مشهد گرديد.
در يكي از اين جلسات پيشنهاد شد كه آيت الله حاج آقا حسين قمي به تهران برود و به طور مستقيم با رضاشاه مذاكره كند.
حاج آقا حسين قمي با اين پيشنهاد موافقت نمود و قبل از عزيمت به روحانيون و واعظين مشهد گفت : ((من مي روم تا با شاه صحبت كنم ، شايد او از تصميمش منصرف گردد؛ شما نيز بايد مردم را آگاه و هوشيار نماييد تا درك كنند كه چه توطئه عظيمي در كار است .))
حاج آقا حسين پس از رسيدن به تهران بلافاصله به باغ سراج الملك شهر ري برده شد و ممنوع الملاقات گرديد.
از سوي ديگر مسجد گوهرشاد چند روزي بود كه محل اجتماع و سخنراني عليه لباس بيگانه و اسلام زدايي شده بود، با باز داشت آيت الله قمي حال و هواي ديگري يافت . اجتماعات وسيعتر و اعتراضات گسترده تر و سخنرانان كلامشان آتشين تر و شعار مردم تندتر گرديد.
همزمان بازداشت آيت الله قمي ، از مركز به شهرباني مشهد دستور داده شد كه وعاظ معروف را سريع دستگير كنند. در اجراي اين دستور، شيخ غلامرضا طبسي و شيخ شمس نيشابوري دو تن از وعاظ خراسان دستگير شدند اما، گردهمايي فراينده مردم در مسجد گوهرشاد براي شنيدن سخنان روحانيت ادامه يافت .
علما و مجتهدين در يكي از جلساتشان كه در منزل مرحوم آيت الله سيد يونس اردبيلي برقرار شده بود، تصميم گرفتند كه تلگرافي به رضاشاه مخابره و او را از اقدامات ضد ديني خود منصرف سازند. اين تلگراف به امضاي هشت تن از علماي متعهد و مسئول رسيده و ارسال شد؟ و قرار شد كه خطباي معروف و مشهوري چون شيخ مهدي واعظ خراساني و شيخ عباسعلي محقق و شيخ محمد تقي نيشابوري معروف به بهلول و... در مسجد گوهرشاد به منبر بروند و مردم را از عمق فاجعه اي كه در حال شكل گرفتن بود آگاه سازند.
صبح روز جمعه 10 ربيع الثاني 1354 قمري برابر با 20 تير 1314 شمسي ، قزاقان مستقر در مشهد براي متفرق ساختن مردم وارد عمل شدند. قزاقان رضاخان بي محابا به روي مردم آتش گشودند و حدود يكصد نفر را كشته و يا زخمي كردند، اما مردم متفرق نشده و مقاومت كردند.
پس از اين هجوم مردم با ابرازي از قبيل داس ، بيل ، چوب و... به طرف مسجد سرازير شدند.
مسجد گوهرشاد لبريز از جمعيت گرديد. روحانيون به ترتيب بر بالاي منبر حضرت صاحب الزمان قرار گرفتند و به سخنراني پرداختند.
در روز شنبه 11 ربيع الثاني 1354 برابر با 21 تير ماه 1314، در مسجد جاي سوزن انداختن نبود. شعارهاي ضد سلطنت و ضد حجاب زدايي داده مي شد. مسجد يكپارچه سرود مقاومت سر داده بود.
وحشت مقامات دولتي مشهد را فرا گرفته بود مركز تلگرافخانه مشهد به سبب اين وحشت محل رفت و آمد نمايندگان حكومت شده بود.
سرانجام رضاشاه دستور داد كه مسجديان را تار و مار، و همه را دستگير و مجازات نمايند.
سران قشون ، سران شهرباني و آگاهي ، نيروهاي خويش را هماهنگ كردند و قرار گذاشتند پس از نيمه شب تهاجم خود را آغاز كنند. قزاقان قبلا در نقاط حساس شهر و اطراف مسجد گوهرشاد مستقر شدند و مسلسلهاي سنگين را بر بامهاي مشرف به حياط مسجد جاي دادند.
اسدي نايب التوليه رضاشاه از نقشه كشتار مطلع شده بود و چون مي دانست كه مجتهدين هم در مسجد هستند، درصدد بر آمد كه آنها را از مسجد خارج كند. لذا به دروغ پيام فرستاد كه چون تلگراف شما را رضاشاه پاسخ گفته است ، بهتر است براي مذاكره تشريف بياوريد.
بدين ترتيب اسدي توانست با اين حيله مجتهدين را از كشيكخانه مسجد به دار التوليه كشاند، زيرا مي دانست كه اگر چشم زخمي به مجتهدين برسد، خراسان يكپارچه آتش خواهد شد.
توپهاي سنگين در خيابان تهران روبروي مسجد گوهرشاد استقرار يافت . پاسي از نيمه هاي شب 21 تيرماه گذشته بود كه صداي غرش مسلسلها در شهر پيچيد و قشون شرق به فرماندهي سرلشكر ايرج مطبوعي براي به خاك و خون كشيدن مردم به حركت درآمد. عده اي از ماموران مخفي رژيم قبلا وارد مسجد شده كه از داخل وارد عمل شوند و راه را براي ورود نيروهاي حكومت به داخل مسجد همواره سازند.
هنگامي كه سپيده سر زد، ديگر نه صداي گلوله اي بود و نه نداي ((يا علي و يا حسين )). اينك قزاقان با كشتن بيش از دو هزار تا پنج هزار تن و اسير كردن هزار و پانصد نفر، توانستند مقاومت مسجد را درهم بشكنند و دل استعمارگران بين المللي را شاد و مسرور سازند. كاميونهاي بسياري (ده كاميون شمارش شده بود) اجساد مبارزين را كه جز سلاح ايمان و شهادت سلاح ديگري نداشتند، جابه جا كردند. به گفته شاهدان عيني ، ماموران دولتي ، شهدا را همراه با زخميها در خندقهايي كه در محله خشتمالها و باغ خوني مشهد پيش بيني شده بود دفن كردند.
از صبح روز يكشنبه 22 تير 1314 بازداشت روحانيون آغاز شد و روحانيوني كه در نهضت خونين گوهرشاد شركت داشتند يا بازداشت شدند و يا اگر توانستند مخفي شدند تا در موقعيت مناسب ، ايران را به سوي نجف ترك كنند.
كشتار دسته جمعي مشهد و دستگيري و محاكمه عدهاي از علما و محكوم كردن جمعي در دادگاههاي نظامي و صدور حكم مجازاتهاي سنگين و احكام عدهاي رفته رفته در سراسر كشور اعتراضات مردم را برانگيخت و علاوه بر مشهد در ديگر شهرها مردم نفرت خود را نسبت به دستگاه استبداد رژيم پهلوي افزايش دادند، قساوتها، خونريزيها و مخالفت با ارزشهاي ديني و هتك حرمت اماكن عبادي و زيارتي كارنامه سياهي بود كه در محافل و مجالس گوناگون تقبيح ميگرديد و آنقدر اوضاع بر عليه رضاشاه آشفته گرديد و موجب افزايش شكاف بين عوامل حكومتي و شيعيان شد كه رضاخان در سلام عيد غدير در پاسخ تبريك رئيس مجلس وقت خود را معتقد به ديانت اسلام وانمود كرد و گفت روي آوردن به تجدد و تمدن به هيچ عنوان بدان معنا نميباشد كه اصول اعتقادي و مذهبي و موازين شرعي رعايت نگردد و اصولاً ترقي و توسعه با ديانت مغايرتي ندارد، انتشار چنين بياناتي در جرايد به جاي آنكه آتش احساسات مردم را خاموش كند آن را شعلهور ساخت.
قيام گوهرشاد به رهبري علما و با فداكاري و جانفشاني مردم نوري در تاريكي بود كه صفحات درخشاني را بر تاريخ مبارزات امت مسلمان و خصوص روحانيون افزود امام خميني فرموده اند: «آنكه قيام كرد بر ضد اين قدرتها روحانيون بودند... مشهد قيام كرد... حبس كردند اينها را تبعيد كردند اينها را در تمام اين پنجاه سال آنكه قيام كرد بر ضد اينها علما بودند و لا غير، هيچ كس، ملت هم همراه علما بود.»
قيام خونين گوهرشاد لكه ننگي بر دامن رژيم پهلوي گذاشت و چهره زشت ديكتاتوري را نشان داد و موجب تغيير مسئولان كشوري و لشكري مشهد شد و پس از آن به كنار نهادن محمد علي فروغي از رياست دولت و جايگزيني محمود جم گرديد. و سرانجام از عوامل مؤثر در فرو ريختن نظام استبدادي گرديد.
پس از اين كشتار فجيع حوزه علميه مشهد تعطيل ، و تعدادي از مدارس ديني تخريب كرد. شهر كاملا به تصرف قزاقان درآمد. عبور و مرور تحت كنترل شديد قرار گرفت . ورود و خروج از مشهد مستلزم داشتن گذرنامه از شهرباني شد.
قيام مسجد گوهرشاد و كشته شدن هزاران نفر از مردم و روحانيت و تبعيد و زنداني شدن جمع بسياري از آن ها، نقطه اوج مبارزه هاي بر ضد رضاخان بود و از آن واقعه جان گداز تا سقوط پهلوي اول و دوم، اين مبارزه هم چنان ادامه داشت تا اين كه خداوند متعال، پاداش اين مبارزات و از جان گذشتگي ها را، پيروزي انقلاب اسلامي، كه از بزرگ ترين انقلاب هاي تاريخ است، قرارداد و اين ملت را به نعمت استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي آراسته و مفتخر ساخت و عظمت اسلام را زنده نمود .
منابع:
* قاسم پور ، داود ، قيام مسجد گوهرشاد به روايت اسناد ، مركز اسناد انقلاب اسلامي ، تهران ، 1386 .
*هضت روحانيون ايران، علي دواني، ج1 و 2.
* تاريخ بيست ساله ايران، حسين مكي، ج6.
انتهاي پيام/