به مناسبت نام گذاري سال نود به نام سال جهاد اقتصادي/
سال جهاد اقتصادي و وظيفه فعالان بازار فرهنگ و هنر
نويد شاهد/ در شرايطي كه حوزه فرهنگ كشور در معرض تهاجمات شديد فرهنگي بيگانگان است، هر عاملي كه موجب كمرنگ شدن ميزان حضور فرهنگ و هنر خودي و كمتر شدن ميزان مصرف محصولات هنري متعهد و سالم شود، خطري جدي و غيرقابل چشم پوشي قلمداد مي شود. اين در حالي است كه محصولات فرهنگي بيگانه چه از طريق قاچاق و عرضه در كوچه و بازار و چه از طريق ماهواره ها به بهايي بسيار ناچيز در اختيار مخاطبان داخلي قرار مي گيرند.


به گزارش خبرنگار نويد شاهد، پايگاه اطلاع رساني "مجمع ناشران انقلاب اسلامي" به مناسبت نام گذاري سال 90 به نام سال جهاد اقتصادي، مقاله اي با عنوان "سال جهاد اقتصادي و وظيفه فعالان بازار فرهنگ و هنر" منتشر كرده است كه در ذيل مي خوانيم:
چكيده: اگر فرض كنيم مهمترين تاثير هدفمند كردن يارانه ها به طور طبيعي و تبعي بالا رفتن بهاي تمام شده كالا ها و خدمات هنري است، پس بايد به طور كلي شاهد بالا رفتن بهاي محصولات هنري باشيم. در شرايطي كه حوزه فرهنگ كشور در معرض تهاجمات شديد فرهنگي بيگانگان است، هر عاملي كه موجب كمرنگ شدن ميزان حضور فرهنگ و هنر خودي و كمتر شدن ميزان مصرف محصولات هنري متعهد و سالم شود، خطري جدي و غيرقابل چشم پوشي قلمداد مي شود. اين در حالي است كه محصولات فرهنگي بيگانه چه از طريق قاچاق و عرضه در كوچه و بازار و چه از طريق ماهواره ها به بهايي بسيار ناچيز در اختيار مخاطبان داخلي قرار مي گيرند.
۱. بي ترديد، يكي از دلايل نامگذاري سال هزار و سيصد و نود به عنوان سال جهاد اقتصادي، اقدام ارزشمند دولت جمهوري اسلامي در هدفمند كردن يارانه ها و تاثيرات ناگزيري است كه در نظام اقتصادي كشور و به تبع آن بر زندگي مردم خواهد داشت.
آگاهان اقتصادي بازار هنر مي دانند كه هرگونه تغيير در نظام قيمت ها، ولو اين كه از طريق پرداخت نقدي يارانه تامين شود، اثراتش را در مصرف محصولات فرهنگي و هنري گذاشته و خواهد گذاشت. به هر روي، محصولات فرهنگي و هنري در سبد هزينه خانوار امروز در درجات اول و دوم نيست. علتش هر چه هست، تبعات اين موضوع مستقيما بر نظام فرهنگي ما اثر خواهد گذاشت.
اگر فرض كنيم مهمترين تاثير هدفمند كردن يارانه ها به طور طبيعي و تبعي بالا رفتن بهاي تمام شده كالا ها و خدمات هنري است، پس بايد به طور كلي شاهد بالا رفتن بهاي محصولات هنري باشيم. در شرايطي كه حوزه فرهنگ كشور در معرض تهاجمات شديد فرهنگي بيگانگان است، هر عاملي كه موجب كمرنگ شدن ميزان حضور فرهنگ و هنر خودي و كمتر شدن ميزان مصرف محصولات هنري متعهد و سالم شود، خطري جدي و غيرقابل چشم پوشي قلمداد مي شود. اين در حالي است كه محصولات فرهنگي بيگانه چه از طريق قاچاق و عرضه در كوچه و بازار و چه از طريق ماهواره ها به بهايي بسيار ناچيز در اختيار مخاطبان داخلي قرار مي گيرند.
چه بايد كرد؟
۲. در يك كلام بايد زمينه همه گيري محصولات جبهه فرهنگي و هنري انقلاب اسلامي را فراهم كرد و اين كار از طريق جريان سازي و شاخص سازي ممكن است.
"جريان سازي" در حوزه محصولات فرهنگي و هنري به سه عامل وابسته است: تيراژ انبوه، زبان همه فهم، دسترسي آسان.
در دستور زبان توليد محصولات هنري، وجود اين سه ويژگي به معني بالا رفتن ضريب اثرگذاري و همه گيري و در نتيجه، فتح بازار است.
در دستور زبان اقتصاد محصولات هنري نيز وجود اين سه ويژگي به معني افزايش شمار مخاطبان و پايين آمدن بهاي تمام شده و در نتيجه، ارزان سازي محصول نهايي است كه به همه گيري آن منجر مي شود.
پس مي توان نتيجه گرفت كه براي فعالان عرصه توليد و توزيع محصولات فرهنگي و هنري در شرايط امروز، با وجود رقباي جدي و كاركشته و غول پيكري كه ميدان داري مي كنند، اتخاذ سه استراتژي و تلاش همزمان براي حفظ موقعيت و سهم بازار و توسعه آن الزامي است:
الف: توجه به بهره گيري از مزيت هاي نسبي محصولات متعهد و سالم نسبت به محصولات جبهه مهاجم؛
ب: اقدام به برنامه ريزي و توليد محصولات فرهنگي پرشمار با تيراژ انبوه؛
ج: تلاش جدي براي ايجاد دسترسي سريع و آسان به محصولات خودي؛
در سايه اين سه استراتژي، به طور طبيعي بهاي تمام شده محصولات پايين مي آيد و پاسخي درخور به كاهش قدرت خريد مردم داده خواهد شد.
چگونه بايد اين كار را كرد؟
۳. نكته اول، توجه به نقش هنرمند: اثر فرهنگي و هنري متعهد و خودي، به وجود نمي آيد مگر به دست تواناي هنرمند متعهد. هنرمند متعهد موفق به خلق اثري نخواهد شد مگر آن كه شرايط لازم و طبيعي خلق برايش فراهم شده باشد. هنرمند در شرايط امروز، يك نيروي عملياتي در كارزار فرهنگي است. بازشناسي شرايط آموزش و پرورش و مهمتر از آن حفظ هنرمندان متعهد، يك اقدام استراتژيك است.
نكته دوم، تبديل اثر به محصول: مسيري كه يك "اثر هنري" از لحظه خلق طي مي كند تا به يك "محصول هنري" تبديل شود و به دست مخاطبان برسد، مسيري پيچيده و طولاني و فني است كه در ادبيات ارتباطي امروز به آن "صنعت هنري" مي گويند. اين مسير در سال هاي گذشته براي بسياري از آثار فخيم و با ارزش هنري انقلاب اسلامي به درستي طي نشده و براي بسياري ديگر اصلا طي نشده است. در غيبت صنعت هنري، اولين اتفاقي كه مي افتد اين است كه نظام اقتصادي درستي در عرصه و عرضه آثار هنري شكل نمي گيرد. پس، بهاي واقعي آثار شناسايي نمي شود و به بهاي واقعي نيز عرضه نمي شود. حاصل اين زنجيره، بي سر و ساماني اقتصادي فعاليت هنري است. در چنين شرايطي است كه دسترنج هنرمند در پيچ و خم بازار بي شكل و بي خاصيت ظاهرا هنري گم مي شود يا از بين مي رود. هنرمندي كه نه اثرش به درستي به مخاطبان رسيده و نه از نظر اقتصادي منتفع شده، چگونه و با چه انگيزه اي بايد در ميدان توليد باقي بماند؟
از كجا بايد شروع كرد؟
۴. واقعيت اين است كه در بخش هايي از محصولات فرهنگي جبهه انقلاب اسلامي مثل كتاب، اين كار شروع شده و جواب هم گرفته است. تيراژ انبوه و مخاطبان چند صد هزاري، امروز در حوزه كتاب و كتاب خواني در مورد ده ها عنوان از كتاب هاي حوزه انقلاب و دفاع مقدس امري وقوع يافته است. كافي است با بازخواني روند اين دستاورد ارزشمند، مسيرهاي جديدي را براي محصولات و گونه هاي ديگر فرهنگي باز كرد. اما براي شروع يك كار اصولي و مستمر، در قدم اول لازم است در رفع بعضي اغلاط مصطلح و باور هاي نادرست در ادبيات اقتصاد فرهنگي، هنري كوشيد. مثلا يكي از غلط هاي مشهور اين است كه هنر در همه جاي جهان وابسته به كمك بلاعوض دولت هاست. واقعيت اين است كه در بسياري از زمينه هاي هنري چنين چيزي در كشورهاي صاحب صنعت هنري وجود ندارد. اساسا صنعت و اقتصاد دو كفه يك ترازو هستند و صنعت متكي به كمك بلاعوض، صنعت نيست.
مثال بعدي از زنجيره پرشمار باورهاي غلط اين است كه مشتري اصلي آثار هنري دولت ها هستند. در حالي كه اثر هنري اگر در شرايط درستي خلق شده باشد، مشتري اش را در بدنه جامعه و در ميان خيل انبوه مردم جستجو مي كند. و اثري كه با اقبال مردم مواجه شود، حائز ويژگي ماندگاري و جريان سازي شده است. اغلاط مصطلح ديگري را هم مي شود برشمرد: مثلا اين كه رفتن به سمت بازار مردمي، سطح خاصي از سليقه را ايجاد مي كند. در صورتي كه عملا چنين نيست و شاهكار هاي ادبي و هنري در همه رشته ها پرمخاطب ترين آثار بوده اند.
قدم بعدي پس از احصا و رفع باورهاي غلط، ايجاد زيرساخت هاي لازم در مسير شكل گيري صنايع هنري است. هر صنعتي متكي به سه عنصر "توليد" ، "توزيع" و "ترويج" است. هر يك از اين سه عنصر تعاريف دقيقي دارند كه بايد به درستي فهميده شوند و اجراي درست هريك از آن ها لوازمي دارد كه بايد تامين شود. در نگاهي واقع بينانه و اميدوارانه، راهي طولاني در پيش است كه نقشه آن پيش از اين، در فرامين و پيام ها و سخنان رهبر حكيم و هنرمند و هنرشناس انقلاب اسلامي ترسيم شده است.
۵. رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار جمعي از فعالان فرهنگي و هنري، كار فرهنگي را جهاد في سبيل الله دانستند و از همه فعالان اين عرصه خواستند كه حق اين جهاد را به جاي آورند. در سال جهاد اقتصادي، زمينه سازي و فعاليت در حوزه اقتصاد هنر متعهد، وظيفه همه فعالان و صاحب نظران و هنرمندان كشور است.
در آينده، سلسله يادداشت هايي در توصيف و ترسيم كلياتي كه ذكر آن ها در اين مقاله رفت خواهيم نوشت. ان شاالله.
انتهاي پيام/ح