کد خبر : ۲۸۲۵۳
۲۱:۴۴

۱۳۸۶/۰۱/۰۷

همسر شهيد




خبر كوتاه بود، و خبر هر چه كوتاهتر سنگين تر. وقتي پيام پرواز همسر وفادارش را شنيد، اشك از گونه سترد، غم از صورت بر گرفت تا شانه هاي مادرانه خود را ستبر و مقاوم به مأوا و مأمن بالندگي و رشد فرزندان و يادگاران همسر به معراج رفته اش مبدل سازد. اشك هجرو داغ دوري را در نيمه هاي پنهان شب با خود و خداي خويش گريست. اما صبحدم مالامال از عطر و ياد همسر و همسرايي هايشان كه سراپا آيه هاي نور و سرور بود به ميدان گذاشت. او ديگر تنها مادر نبود، كه پدر هم بود. پس او همچون آسمان آغوش گسترد و فرزندان به يادگار مانده از پدر شهيد را با وضو پرورد... سختي ها و مصائب حقيرتر از آن بودند كه در حجاب زينب وار او خدشه وارد سازند. پس دامن حيا و حجاب او باغ سرسبز مي شد تا گل هاي محمدي در آن ببالند و بشكفند.
اينك آن زن، همچو كوه بر پا و چون دريا مهربان ايستاده است. سربلند و پيروز، راست قامت و پايدار و كودكان آن گل هاي باغچه پارسايي هر يك پا به باغ دانشگاهي نهاده تا تناورانه پيام رسان نداي حسيني باشند.
او مادر است و مادران، مادران همة فرزندان جهان هستند. همانگونه كه مصلحان، عالم را به زير ساية هدايت خويش دارند. پس بتول عرب نژاد فرزندان همرزم شهيد همسرش را نيز به كانون پرفيض تربيت و پرورش خود ميهمان مي¬كند، نجمه يازده ساله، سحر 10 ساله و عباس 7 ساله را كه هر يك چون ستار ه اي به يادگار از كهكشان راه نوري پدر شهيدشان هستند، همچون ¬فرزندان خود در آغوش مهرآميز مادرانة خويش مي پرورد تا هر يك راه خانه بخت را در پيش گيرند. او مادر فرزند برادرش كه جانباز جبهه هاي نبرد حق و باطل است نيز مي باشد. و البته به همة فرزندان او برادري نو از بازماندگان زلزلة بم نيز افزوده شده است، او مادر است. همچنان كه خورشيد خورشيدست و همچنان كه دريا درياست، آيا شما هم در زير پاهاي مصمم و استوارش بهشت را مي بينيد؟

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه