فرزند شهيد

روستا بوي غم و هجر مي داد ، دل ها شكسته بود، بيرق عزا وماتم برفراز همة خانه هاي كوچك وسادة ده برافراشته بود. مردان به پشت دست اشك از گونه مي ستردند وزنان لب مي گزيدند. روستا كوچك بود و دور، درحاشية داغ جاده اي منتهي به سراوان . اما تقدير،گاه برآن است تا انسان هاي بزرگ از خانه هاي كوچك طلوع كنند و چنين بود كه شهيد مولوي فيض، روحاني برجسته اهل سنت، پدرِ محمود از اين روستاي كوچك تابيدن گرفت.
محمود نه ساله بود كه داغ پدر بردلش نشست اما دل از اميد برنگرفت ، پيام پدر را كه فراسوي آسمان هاي آبي به گوش مي رسيد دريافت وراه مجاهدت درپيش گرفت از روستا به شهر سراوان رفت وتحصيل را درمقطع متوسطه به پايان رساند. دركنكور پزشكي دانشگاه علوم پزشكي زاهدان قبول شد و با پشتكار بي وقفه با اخذ درجه دكتري نايل شد. او در ادامة راه پدرش كه خدمت به خلق را به عنوان هدف زندگي خويش برگزيده است و درحال حاضر دركنار مداواي بيماران درچابهار بصورت داوطلبانه خدمت رساني وحمايت از محرومين و مستضعفان را در كسوت پزشكي متعهد و ايثارگري پرورش يافته در مكتب ايثارگري درمحيط شهري و روستايي محرومترين منطقه جغرافيايي كشور وجهة همت بلند خويش قرارداده است.