التهاب

چقدر صبر كند گريه هاي كودكي را
بغل كند و بچرخاند اين عروسك را
چقدر دور زند: لاي –لاي –لالايي
به زور خواب كند اين نگاه كوچك را
چقدر لب بگذارد به خشك لب هايش
وشير گريه كند التهاب كودك را
چقدر سربكشد سمت خيمۀ عباس
دوباره بغض كند آن اميد اندك را
تمام هستي او سوي خيمه مي آيد
مرور مي كند آن چهرۀ مبارك را
توان نمانده در اين غنچۀ محمدي ات
خزان تشنگي افسرده اين بهارك را
به روي دست پدر بال مي زند بي تاب
خطاب مي كند او آن همه مترسك را
به طفل تشنۀ او رحم مي كنند آيا؟
كسي به آب رساند گلوي كودك را
*
كنار خيمه رباب ايستاده خيره به دشت
دگر نمي شنود ناله هاي مرغك را
و باد مي خورد آهسته خواب گهواره
چه زود حرمله خوابانده آن چكاوك را
منبع:كتاب السلام عليك يا ابا عبدالله /گزيده اشعارشب هاي عاشوراي شيراز/به انتخاب سيداكبرميرجعفري