آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۷۲۶۸۷
۰۶:۳۰

۱۳۸۹/۰۸/۱۸

سرباز كوچك

نویسنده :
رضا معتمد



پوشيد سرباز كوچك قنداقه يعني كفن را
پيمود ياس سپيدي راه شقايق شدن را
ناليد يعني مرا هم در كاروانت نصيبي هست
يعني كه در پيشگاهت آورده ام جان و تن را
بگذار تا روي دستت قدري عطش را بگريم
بگذار تا خون ببارد بر پيكرم پيرهن را
قدري بنوشان مرااز،اشك غريبانۀ خويش
تا حس كنم در نگاهت لب تشنه پرپر زدن را
تا چند اينجا بمانم وقتي در اين ظهر غربت
مي بيني افتاده بر خاك ياران شمشير زن را
يك سينه داري پر از داغ،دست تو بگذارد اي كاش
بر شانۀ كوچك من اين داغ قامت شكن را
ناگاه در دست مولا، يك چشمه جوشيد از خون
بوسيد تيري گلوي آن شاخۀ نسترن را
گهواره خالي خدايا، تنها دلي ماند و داغي
داغي كه از من گرفته است پرواي دل سوختن را



منبع:كتاب السلام عليك يا ابا عبدالله /گزيده اشعارشب هاي عاشوراي شيراز/به انتخاب سيداكبرميرجعفري

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه