سر سلامتي/نذر دو بانو...

سلام زهرا جان! خون شده چرا جگرت؟
مدينه پر شده از كربلاي دور و برت
براي مادر عباس چيست بهتر از اين
خبر بياوري از لاله هاي در سفرت
خدا كند كه نگويي و نشنوم چه شده است
كه آتشم زده است آن چشم هاي سرخ و ترت
براي اين زن تنهاي شهر قصه بگو
زغيرت پسرم، نه درست تر! پسرت!
چهار پاره جگر داشتم كه توفان برد
فداي بازوي در خون نشسته و كمرت
هنوز بانوي آب و شكوفه ، دل خون است
ز هرم آتش و آن كربلاي پشت درت!
دو بازوي قلم آورده اي نه!بانو جان؟!
دو چشم ناز اباالفضل هم فداي سرت!
سرت سلامت... اي كاش مرده بودم من!
نمي رسيد به منداغ آخرين خبرت
سر حسين؟سر نيزه؟ خيزران و تنور
چقدر خون شده بانوي خسته دل، جگرت!
نگو و آتش اين سينه را زياد نكن
چگونه بشنوم از داغ هاي بيش ترت
منبع:كتاب السلام عليك يا ابا عبدالله /گزيده اشعارشب هاي عاشوراي شيراز/به انتخاب سيداكبرميرجعفري