كلمه

و كلمه ها به تماشاي آب آمده اند
به شكل آينه و آفتاب آمده اند
به شكل دشت، به رنگ غروب، اهل نسيم
چه ملتهب و چه بي التهاب آمده اند
و كلمه هاي عطش، خون، تبسم و طوفان
چه بي مقدمه، بي اضطراب آمده اند
كه رنگ شعر به اين دشت و كاروان نزنند
كه با امام غزل، هم ركاب آمده اند
*
و آفتاب ، غريبانه رفت تا فردا...
منبع:كتاب السلام عليك يا ابا عبدالله /گزيده اشعارشب هاي عاشوراي شيراز/به انتخاب سيداكبرميرجعفري