غريبه

چقدر آشنا مي نمايي غريبه!
بگو از كجا از جايي، غريبه
در اين شهر و اين شب چه بي سرپناهي
نداري مگر آشنايي غريبه
دل نخل ها تازه شد از عبورت
مگر تو ولي خدايي غريبه
تن شهر بوي تو را مي دهد،آي
تو جان كدام آشنايي غريبه
تو در آسمان نگاهت چه داري
كه كردي دلم را هوايي غريبه
غبار كدامين سفر بر تو مانده است
به كار كه بستي گره چفيه ات را
كه از كار من مي گشايي غريبه
تو را مي شناسم،تو را مي شناسم
تو هم رنگ خون خدايي غريبه
كمين گاه ديو است اين شهر، اين شب
مگر در دل من در آيي غريبه
تو رفتي و ماندست در كوچۀ شهر
نشان از توام ردپايي غريبه
منبع:كتاب السلام عليك يا ابا عبدالله /گزيده اشعارشب هاي عاشوراي شيراز/به انتخاب سيداكبرميرجعفري