آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۷۲۶۲۶
۰۵:۱۸

۱۳۸۹/۰۸/۱۸

عطش و آتش

نویسنده :
اعظم قلندري



هر دو سرشار از عطش در آرزوي آتش اند
هر دو مشتاق و غزل خوان رو به سوي آتش اند
گاهي از آيينه مي گيرند رد روشني
گاه چون پروانه ها در جست وجوي آتش اند
تشنگي رمز معمايي است در ديوان عشق
اين دو اما تشنه اند و آبروي آتش اند
از لب مادر كه مي نوشند آتش، پا به رقص
از سر ميخانه تا ميدان به روي آتش اند
بس كه زينب هر دو را مست و مهيا كرده است
شعله تر، پروانه تر در هاي و هوي آتش اند
بي گمان خورشيد چشمانشان نوشيده مست
سينه سرخاني كه اينك روبه روي آتش اند
مي خروشد عون،مي تازد محمد دشت را
هر دو لبريز از تب عشق اند و گوي آتش اند
هر چه هست و نيست را در خويش مي سوزند
سرخ مي جوشند تا مست از سبوي آتش اند
سرخ مي جوشند بعد از آن تمام چشمه ها
آسمان ها تا ابد تكبير گوي آتش اند
يك جهان در هر حرم مي گدازد سرخ،سرخ
يك جهان ديري ست بغض در گلوي آتش اند



منبع:كتاب السلام عليك يا ابا عبدالله /گزيده اشعارشب هاي عاشوراي شيراز/به انتخاب سيداكبرميرجعفري

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه