داغ شگفت

سوز غمي است شعله ور از غم غريب تر
مثل حضور از آن هم غريب تر
در كارزار عشق كهميدان حيرت است
زخمم غريب آمد و مرهم غريب تر
اي دومين امام كه داغ شگفت توست
از غربت شهيد محرم غريب تر
رفتم به جستجوي حقيقت نيافتم
كس از تو در سلالۀ آدم غريب تر
مولا (ع) غريب مانده در اينجا حسين(ع) هم
در اين ميان تويي تو مسلم غريب تر
مي خواستم به وهم غمت را رقم زنم
ديدم كه هست از غم و ماتم غريب تر
از لحظه اي كه زهر جگر را به خون كشيد
حق، چهره اي گرفت دمادم غريب تر
گنجينۀ حقيقتي و رازهاي توست
از هر چه در دفينۀ عالم غريب تر
ما را بگو كه اوج تو را نيافتيم
اي از شكوه عرش معظم غريب تر
از شرح ماجراي تو حاصل چه مي شود
وقتي كه هست از آن چه سرودم غريب تر
منبع:كتاب السلام عليك يا ابا عبدالله /گزيده اشعارشب هاي عاشوراي شيراز/به انتخاب سيداكبرميرجعفري