آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۷۲۴۳۳
۰۷:۲۷

۱۳۸۹/۰۸/۱۷

رسول زخم

نویسنده :
خليل ذكاوت



مدينه، كربلا را مي شناسد
صداي آشنا را مي شناسد
مدينه مثل كوفه بي وفا نيست
مدينه مثل شام پر جفا نيست
«ني» از جانش«نوا» را دوست دارد
مدينه، مادر كرببلا شد
شبي كه فاطمه در بستر افتاد
ميدنه، كربلا را پرورش داد
كنشت و كعبه و دير از حسين است
مگر كه كربلا غير از حسين است؟!
مدينه راه و رسمش آشنايي است
هوا و آب و خاكش كربلايي است
مدينه، منبع خون خدا بود
مدينه، ابتداي كربلا بود
مدينه، سينۀ راز حسين است
مدينه، خط آغاز حسين است
بنا در كربلا ، خشت از مدينه
زمين از كربلا ، كشت از مدينه
در ميخانۀ هستي مدينه است
محيط و مركز مستي مدينه است
مدينه مبدأ تاريه درد است
شروع قصۀ نامرد و مرد است
مدينه ، زداگاه زخم شيعه است
و او، اول گواه زخم شيعه است
دمي كه فاطمه افتاد و جان باخت
قيامت از مدينه قد برافراخت
از آن ساعت كه زهرا غرق خون شد
مدينه مطلع الفجر جنون شد
مدينه،كوثرت كو؟ كوثرت كو؟
مزار دختر پيغمبرت كو؟
مدينه،راز دار رنج شيعه است
بقيعش در حقيقت گنج شيعه است
مدينه ، تو ديار درد عشقي
تو كي مانند كوفه يا دمشقي
سلام اي شهر مهر و آشنايي
شكايت دارم از فصل جدايي
سلام اي شهر جد و مام و بابم
مدينه،كربلا كرده كبابم!
مدينه، خوب ما را مي شناسي
تو خاك كربلا را مي شناسي
من آن تنها گل باغ حسينم
حسين فاطمه را نور عينم
مگو اين آناي دور، اين كيست؟
كسي جز شخص زين العابدين نيست
«چه مي خواهي از اين حل خرابم»
مدينه، كربلا كرده كبابم!
مدينه باز كن دروازه ات را
و بنگر ميهمان تازه ات را
نوايي كه چنين ناله زنان است
صداي بغض زنگ كاروان است
رسيده كارواني رق ماتم
محرم در محرم در محرم
رسيده كارواني خورد و خسته
پر از دل هاي زخمي و شكسته
رهاوردش به غير از اشك و غم نيست
حرم دارد، ولي مير حرم نيست
صدايي كه طنين شور و شين است
نواي كاروان بي حسين ايت
بيا بنگر مدينه ، كاروان را
ببين از كربلا برگشتگان را
سفر ما را زهم ديگر جدا كرد
نمي داني سفر با ما چها كرد
نبودي تا ببيني اي مدينه
وداع زينب و اشك سكينه
نمي داني چها با ما عطش كرد
سكينه از عطش صد بار غش كرد
پرستو هاي عاشق دسته دسته
سفر كردند با بال شكسته
ستم بر آل طاها شد مدينه
و دين پامال دنيا ش مدينه
نگين سبز خاتم را شكستند
حريم اسم اعظم را شكستند
مدينه، آن سري كه تاج دين بود
سزيش، آه، آيا اين چنين بود؟
به سينه نينوايي ناله دارم
غم هفتاد و دو آلاله دارم
رسول زخم هاي كربلايم
يگانه وارث خون خدايم
مدينه، بي كربلا بودن گناه است
مدينه، فصل سخت صبر تا كي؟
بماند ماه پشت ابر تا كي؟
مگو با من كه ديگر وقت دير است
كه خط عشق پايان ناپذير است
قسم بر زخم اگر چه غرق دردم
ولي يك گام از اين ره برنگردم
قسم بر خون و بين الله و بيني
سري دارم پر از شور حسيني
همان دم كه پدر افتاد و جان داد
تمام كربلا بر دوشم افتاد
من آن دنبالۀ خون حسينم
پسر نه، بلكه مفتون حسينم
منم از عشق، خط يادگاري
منم حيدر تباري ذوالفقاري
زبانم سرخ و اشكم تيغ الماس
منم ، من امتداد دست عباس
مپرس از من چرا در پيچ و تابم
مدينه، كربلا كرده كبابم!
ني ما تا قيامت ناله دارد
مدينه، كربلا دنباله دارد


منبع:كتاب السلام عليك يا ابا عبدالله /گزيده اشعارشب هاي عاشوراي شيراز/به انتخاب سيداكبرميرجعفري

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه