آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۷۲۳۹۶
۰۶:۲۵

۱۳۸۹/۰۸/۱۷

غروب سرخ كبوتر

نویسنده :
مژگان دستوري



شب بود و درد بود و پريشاني، شب بود و اسب هاي رها در باد
گويي زمين تبلور ماتم بود، گويا زمان گواهي بد مي داد
محزون و دلشكسته و نا آرام، در لحظه هاي ناخوش و نافرجام
حالت چگونه بود زماني كه، خورشيد هم به روي زمين افتاد
چشمان سوگوار شما مي ديد مرگ شكوفه هاي شقايق را
سهم شما چه بود نميدانم جز درد و ناله و عطش و فرياد
اي كاش هرم آه شما آن روز آتش به دشت فاجعه مي افشاند
آن اتفاق سرد نمي افتاد در آن زمين مردۀ نا آباد
آري زمان زمانۀ سختي بود، ديدي هر آنچه را كه نبايد ديد
ديدي غروب سرخ كبوتر را ، قربان دردهاي دل سجاد كرد




منبع:كتاب السلام عليك يا ابا عبدالله /گزيده اشعارشب هاي عاشوراي شيراز/به انتخاب سيداكبرميرجعفري

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه