آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۷۲۲۷۸
۱۰:۱۱

۱۳۸۹/۰۸/۱۶

تيغ دو سر

نویسنده :
سيد حميد رضا برقعي



قامت كمان كند كه دو تا تير آخرش
يك دم سپر شوند براي برادرش
خون عقاب در جگر شيرشان پر است
از نسل جعفرند و علي اين دو لشكرش
واحيرتا كه اين دو جوانان زينب اند؟
يا ايستاده تيغ دو سر در برابرش
با جان و دل دو پاره جگر وقف مي كند
يك پاره جاي خويش و يكي جاي همسرش
يك دست گرم اشك گرفتن ز چشم هاش
مشغول عطر و شانه زدن دست ديگرش
چون تكيه گاه اهل حرم بود و كوه صبور
چشمش گدازه ريخت ولي زير معجرش
زينب به پيشواز شهيدان خود نرفت
تا كه خدا نكرده مبادا برادرش ...
*
زينب همان شكوه، كه ناموس غيرت است
زينب كه در مدينه قرق بود معبرش
زينب همان كه فاطمه از هر نظر شده است
از بس كه رفته اين همه زن به مادرش
زينب همان كه زينت باباي خويش بود
در كربلا شدند پسرهاش زيورش
*
گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات
وقتي گذشته بود دگر آب از سرش...



منبع:كتاب السلام عليك يا ابا عبدالله /گزيده اشعارشب هاي عاشوراي شيراز/به انتخاب سيداكبرميرجعفري

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه