باغ پرواز

بي شك آن روزكه آماده ي رفتن شده بود
باغ پرواز، پر از لاله و سوسن شده بود
فصل گل چيني دستان دعا يادم هست
مثل يك روح، رها از قفس تن شده بود
بارها رفت و صدا كرد خدا را از در خويش
بارها چشمش از اين حادثه روشن شده بود
گفته بودند كه عاشق شده هر كس برود
او اگر رفت از اين پنجره، حتماً شده بود...
جمكران، ندبه، كميل...آه فقط مي دانم
جمعه ها پيش كسي دست به دامن شده بود
عاقبت رفت به آنجا كه دلش خواست رسيد
در همان روز كه در «عشق» معين شده بود
منبع : كتاب از هشت بهار سرخ/ مجموعه شعر دفاع مقدس استان قم