آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۷۰۷۲۰
۰۸:۲۴

۱۳۸۹/۰۸/۰۱

راز نهان

نویسنده :
زنده ياد نجمه زارع



خاك،شاهد بود مشتي استخوان را زا تنت
باد، پس زد پردهي راز نهان را از تنت
آب، اقيانوس رگ هاي تو را خون گريه كرد
آتش، آتش زد دل آتشفشان را از تنت
خاك و باد و آب و آتش در تو چيزي ديده اند
كه سراغ امروز مي گيرند از تنت
عرش لرزيد و تو را صدها ملك، زانو زدند
آن زماني كه جدا كردند جان را تنت !
از زمين مرده بيرون مي كشند اينك تو را
تا كبوترها ببينند آسمان را از تنت
رفتي و در آسمان ها گم شدي، بي فايده ست
هر چه مي پرسد زمين، نام و نشان را تنت



منبع : كتاب از هشت بهار سرخ/ مجموعه شعر دفاع مقدس استان قم

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه